لبَّیک یا حسین

لبَّیک یا حسین، یعنی در معرکه، تا پای جان بمان، بگذر از سر
لبَّیک یا حسین، یعنی نعش پسر، یعنی در این وداع، صبر مادر
یعنی باور کنی کربلا را
یعنی تاب آوری طعنه ها را
یعنی بیعت کنی با شهادت
یعنی صبر جمیل بر مصیبت
بشنو ای دل، هل من معین، می آید از، کرب و بلا
(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)
(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

هم‌عهدی با شهید، عهد ما با خداست، «مِنْهُمْ مَنْ‏ يَنْتَظِر [1]»، تقدیر ماست
می‌خوانیم: «ربَّنا ثَبِّتْ‏ أَقْدامَنا [2]»، تقدیر دشمنان، شمشیر ماست
لبَّیک یا حسین حسرت ما
لبَّیک یا حسین حجت ماست
از پیکار مدام، ترس مان نیست
تا « إِحْدَى‏ الْحُسْنَيَيْن [3]»، قسمت ماست
با نغمه ی «وَ الْعادِيات [4]» جان می‌گیریم در میدان ها
(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)
(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

دلتنگم یا حسین، دلتنگ کربلا، می گردم در پی ات، در هر رؤیا
محتاجم چون زهیر، محتاج یک نگاه، کی پاکم می کنی؟ یا ثارالله
می بوسم عاقبت دستانت را
می‌گیری عاقبت دستانم را
تا کی بی تو چنین زنده ماندن
کشته ما را غم روضه خواندن
قرار ما هیئتی‌ها این اربعین کرب و بلا
(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)
(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

با اذن رهبرم، از جانم بگذرم، در راه این حرم، در راه یار
یا حیدر گویم و شمشیری جویم و اندازم لرزه بر جان کفار
هم پیمان گشته‌اند کفر و تکفیر
شیطان است و زر و زور و تزویر
اما از وعد حق دل آگاه است
پیروز این نبرد حزب الله است
نماز صبح در کربلا، نماز ظهر در سامرا
نماز عصر إن‌شاء‌الله، بقیع و مسجد الاقصی
(لبَّیک یا علی یا مرتضی)

در این صحرا فَاخْلَعْ نَعْلَیْک‏ (مداحی فارسی - عربی ویژه پیاده روی اربعین)

پای پیاده ای دل تا کربلا سفر کن
یا قلبي، إرحل الى كربلاء مشيا

با یاد کاروانش چندی تو هم به سر کن
واقض فترة بذكر قافلته

تا این ستون ها را مثل علم دیدی
وعندما رأيت هذه الأعمدة كالراية

با ذکر یا عباس بی روضه باریدی
بكيت بذكر العباس دون ذكر النعي

در این صحرا فَاخْلَعْ نَعْلَيْك‏
عندما تأتي لهذه الصحراء فاخلع نعليك

می آید از زمین و آسمان لبَّيك
ومن السماء والأرض يأتي نداء لبيك

*

جلسه درس اخلاق (1396/08/04)

آیت الله جوادی آملی

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله».

«أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا و اُجوركم بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(عليه السلام) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ(عليه الصّلاة و عليه السّلام)».1

مقدم شما فرهيختگان و نخبگان حوزوي و دانشگاهي و برادران و خواهران ايماني را گرامي مي‌داريم و اين ايّام سوگ و ماتم را به پيشگاه وليّ عصر و عموم علاقه‎مندان قرآن و عترت و شما بزرگواران تعزيت عرض مي‌کنيم.

قبل از ورود در اصل بحث که نامه‌هاي وجود مبارک اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) در نهج البلاغه بود، به مناسبت سالروز شهادت امام مجتبي(سلام الله عليه) طبق نقل مرحوم صدوق و برخي از محدّثان، گرچه مرحوم کليني(رضوان الله تعالي عليه) در کافي شهادت آن حضرت را در آخر ماه صفر مي‌داند؛2 ولي مرحوم صدوق و برخي از محدّثان ديگر، شهادت آن حضرت را در هفتم ماه صفر مي‌دانند و گراميداشت آنها به تذکره معارف آنهاست. وجود مبارک امام مجتبي به ما فرمود: «كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ وَ مَصَابِيحَ الْهُدَی‏»3 الآن بخشي از شما بزرگواران در دانشگاه‌ها مخصوصاً  رياست بعضي از دانشگاه‌ها را بر عهده داريد، بخشي هم در حوزه‌هاي علميه هستيد؛ مهم‌ترين وظيفه حوزوي و دانشگاهی خصوصاً و توده مردم عموماً، عمل به وصيت امام مجتبي(سلام الله عليه) است. فرمود ظرف دانش باشيد و چراغ هدايت؛ يعني اگر درباره ائمه(عليهم السلام) اين دو وصف ذکر شده است که اينها عالم رباني‌اند، اوعيه علم‌اند، در زيارت «جامعه» به اينها عرض مي‌کنيم، شما معدن علم هستيد و شما مصباح هدايت هستيد مخصوصاً درباره وجود مبارک سيّدالشهداء(سلام الله عليه) که «الحسين مصباح الهدي»؛4 امام مجتبي مي‌فرمايد اين کار براي شما هم هست. نه تنها براي شما هم هست، حتماً بايد اين کاره باشيد؛ منتها ائمه(عليهم السلام) آن ذوات قدسي در قلّه‌اند، شما در دامن و در دشت هستيد. جاي خالي نداشته باشيد، : «كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ»؛ ظرف علم باشيد. وقتي ظرف علم شديد، از بنان و بيان شما علم نشأت مي‌گيرد، حرف مي‌زنيد عالمانه است، چيزي مي‌نويسيد عالمانه است، قيام و قعودتان عالمانه است، «كُونُوا أَوْعِيَةَ»؛ يک ظرف علم، يک ظرف عطر وقتي درب آن باز مي‌شود جز بوي خوب چيزي ديگر ندارد. دانشگاهي و حوزوي وقتي حرف مي‌زند، کار انجام مي‌دهد، چيزي مي‌نويسد، جز علم اثري ديگر ندارد.