داغهای دل ما جای چراغانی‌ها

چشمها پرسش بی پاسخ حیرانی‌ها

دستها تشنه ی تقسیم فراوانی‌ها

با گل زخم سر راه تو آذین بستیم

داغهای دل ما جای چراغانی‌ها

حالیا دست کریم تو برای دل ما

سر پناهی است در این بی سروسامانی‌ها

 

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سر انگشت تو آغاز گل افشانی‌ها

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غزلها و غزلخوانی‌ها

سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس

تا پناهم دهد از وحشت عریانی‌ها

چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی‌ها

قیصر امین پور

هوای سامره دارد دل هوایی من

عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا!
دوباره سائلی آمد، درِ حرم بگشا
نشان خانه تان را ز هر که پرسیدم
- نشان سیدی از خانواده ی زهرا -
به گریه مردمِ عابر جواب می دادند
برو به کوچه ی رحمت، محله ی طاها
کسی به داد دل من نمی رسد جز تو
بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا
اگر اجازه دهی داخل حرم بشوم
کنار سفره ی فضلت نشینم ای مولا
بزرگ زاده چه مهمان نواز و خون گرمی
گذاشتی دهنم زود لقمه ی خود را
مگر سرای تو دارالنعیم عشاق است؟
هزار لیلی و مجنون نشسته اند این جا
امام عسگری ای تکیه گاه امروزم
رها نمی کنمت تا قیامت فردا
دعا کنید که همسایه ی شما باشم
جوار چشمه ی تسنیم جنت الاعلی
اگر بهشت بیایم، بدان که بنشینم
به زیر سایه ی مهرت، نه سایه ی طوبی
هوای سامره دارد دل هوایی من
بده برات سفر -جان مادرت زهرا-
برای کرببلا خرجی سفر بدهید
به حق چادر خاکی زینب کبری
مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم
برای مهدی تان زیر گنبد خضرا
یگانه غایت خلقت وجود مادر توست
کجاست مرقد او؟ خاک بر سر دنیا
شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است
شبیه حال و هوای غروب عاشورا
شنیده ام که نباید ز مشک حرفی زد

دانلود فایل صوتی

آیت الله جوادی آملی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين‏ سَيَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّد صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الأطْيَبِينَ الأَنْجَبين ‏سَيَّمَا بَقِيَّةَ اللَّه فِي الْعالَمِين بِهِمْ نَتَوَلَّی‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

«أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا [وَ اُجُورَكُم] بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(عَلَيْهِ السَّلام) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ(عَلَيْهِ صَلَاة وَ عَلَيْهِ السَّلام)».[1]

 

 

... وجود مبارک رسول گرامي را که ذات أقدس الهي در قرآن معرفي مي‌کند، او را شاگرد لدنّي مي‌داند و کلّ جهان را با کتاب خود هدايت مي‌کند و حضرت را همراه اين کتاب از صدر تا ساقه معرفي مي‌کند و به ما مي‌فرمايد شما در بخش نازل رسالتِ آن رسول قرار داريد. آن بخش بالاييِ رسالت آن رسول در دسترس شما نيست. اينکه گفته شد، خُلق رسول گرامي قرآن کريم است؛ يعني قرآن شناسنامه آن حضرت است. اگر وجود مبارک رسول گرامي بخواهد به صورت يک کتاب دربيايد، مي‌شود قرآن و اگر قرآن بخواهد به صورت يک انسان متمثّل شود، مي‌شود رسول گرامي. ذات أقدس الهي وقتي از رسول خود ياد مي‌کند، او را به عنوان رحمت جهانيان، نه تنها يک جهان، نه تنها دنيا، رحمت عالمين. در برزخ هم آن حضرت رحمت است، در ساهره قيامت هم رحمت است، در بهشت هم رحمت است. رحمت عالمين است: ﴿وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ﴾.[2]

حوزه رسالت او هم به حوزه عالمين بودنِ او گسترش پيدا مي‌کند. اينجا آمده است که حرف را به ما برساند. در برزخ شفاعت را به ما مي‌رساند. در ساهره قيامت هم چنين است. در بهشت ترفيع درجات را به ما مي‌رساند. اگر همه فرشته‌ها اين رسالت را دارند که در آغاز سوره «فاطر» فرمود: ﴿جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً﴾،[3] رسالت تنها در هدايت‌هاي ظاهري و اعتباري نيست، فرمود: ﴿وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ﴾،[4] ﴿إِلاّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ﴾، کتابي به تو داديم: ﴿لِلْعالَمينَ نَذيراً﴾،[5] کتابي به تو داديم: ﴿مَا هِيَ إِلاّ ذِكْرَي لِلْبَشَرِ﴾،[6] هر که خواهد آمد با اين دو اصل کلي و دوام، يعني همگاني و هميشگي، اين تذکره است براي او. خود آن حضرت هم چون شاگرد مستقيم ذات أقدس الهي است، فرمود تو قرآن را ﴿مِن لَدُنْ حَكِيمٍ﴾ ياد مي‌گيري: ﴿إِنَّكَ لَتُلَقَّي الْقُرْآنَ مِن لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ﴾.[7]