ملاقات با خداوند

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

 

انسان زمانی که با خداوند ملاقات می کند باید بتواند سرش را بالا کند. امام حسین علیه السلام که در راه امر به معروف و نهی از منکر گام برداشت، چنان دوستانی پیدا کرد که در ظهر عاشورا خودشان را سپر بلای امام کرده و تمام بدنشان پر از تیر دشمنان شد.

سیلی آن روز به رویت چه غریبانه زدند‎

سیلی آن روز به رویت چه غریبانه زدند‎ 
‎«آتش آن بود که در خرمن پروانه زدند‎» 
یک کبوتر وسط شعله تقلا می‌کرد‎ 
«جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد‎» 
رسم این است که پروانه در آتش باشد‎ 
‎«عاشقی شیوه‌ی رندان بلاکش باشد‎» 
با گل و غنچه تو دیدی در و دیوار چه کرد؟‎ 
‎«دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد‎» 
کمر سرو در این کوچه کمان خواهد شد‎ 
‎«چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد‎» 
آه! هجده گل از آن باغ نچیدیم و برفت‎ 
«باربر بست و به گردش نرسیدیم و برفت‎» 
تا در این خانه گُلِ خنده‌ی زهرایم بود‎ 
«‎من ملَک بودم و فردوس برین جایم بود‎» 
عمر کوتاه تو گنجایش دنیا را بس‎ 
‎«وین اشارت ز جهان گذران ما را بس‎» 
خانه دوست کجا؟ صحن سپیدار کجاست؟‎ 
‎«ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟‎» 


‎ تضمین زیبای اشعار حافظ
شاعر: قاسم صرافان

دانلود فایل صوتی

جلسه درس اخلاق (1396/09/16)

آیت الله جوادی آملی

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله».

مقدم شما اساتيد، فضلا و دانشمندان و دانشگاهيان و حوزويان را گرامي مي‌داريم. ايام پربرکت ميلاد حضرت ختمي مرتبت(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثّناء) و همچنين ميلاد امام صادق(صلوات الله و سلامه عليه) را گرامي مي‌داريم و ايام وحدت را ارج مي‌نهيم و روز دانشجو را محترم مي‌شماريم و در آستانه وحدت حوزه و دانشگاه قرار داريم، اين روز پربرکت را گرامي مي‌داريم و از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌کنيم به همه شما و عموم علاقه‎مندان قرآن و عترت آنچه خير و صلاح و فلاح دنيا و آخرت شماست مرحمت کند.

بحث ما در شرح نهج البلاغه، به نامه هفتادم رسيد. اين نامه هفتادم از طرف وجود مبارک حضرت امير براي سهل بن حنيف انصاري است. سهل بن حنيف برادر عثمان بن حنيف است. اينها از قبيله اوس هستند و از انصار هستند و جزء وفاداران مدني هستند. مدينه را قرآن کريم با احترام ياد مي‌کند، فرمود اهل مدينه ﴿يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ﴾؛[۱] مردم مدينه مهاجر دوست هستند کساني که از مکه به مدينه آمدند اينها را گرامي داشتند، ﴿وَ يُؤْثِرُونَ عَلَي أَنفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ﴾،[۲] مسکن را غذا را پوشاک و خوراک را ايثار مي‌کردند نسبت به مهاجران مکه که از مکه به مدينه آمدند. اين مردم که قرآن با عظمت از اينها ياد مي‌کند و ياران و ياوران خوبي براي حضرت بودند، بعد از رحلت آن حضرت و ـ معاذالله ـ تبديل غدير به سقيفه به روزي درآمدند که اين سهل بن حنيف انصاري از طرف وجود مبارک حضرت امير حاکم مدينه بود. حضرت وقتي جريان جنگ جمل و ساير جنگ‌ها را بر آن حضرت تحميل کردند، در کوفه و اين قسمت‌ها مستقر شده بود و براي مدينه حاکمي معين کرده بود و آن حاکم برادر عثمان بن حنيف انصاري به نام سهل بن حنيف انصاري بود. اوضاع مدينه آشفته بود و هر چه که در مدينه مي‌گذشت به عرض وجود مبارک حضرت امير رسيد.