نامت بر سینه ما حک شد

نامت بر سینه ی ما حک شد
مهر تو در محشر محک شد
از کودکی ذکر لب ما
یا لیتنا کنا معک شد
ای کاش بودم در کرببلا
همراه تو ای خون خدا
می شد سرم از بدن جدا
می رفت بر بالای نیزه ها
در کنار آن آلاله ها
فأفوز فوزا عظیما
گریان بر داغت خورشید و ماه
لبیک یا اباعبدالله

خونت می جوشد در رگ ما
شعارت جاری بر زبان ها
یعنی کل یوم عاشورا
یعنی کل ارض کربلا
مثل شهیدان هر روز و شب
هیهات منا الذله بر لب
می شورم بر لشگر یزید
خط به خط با خطبه ی زینب
چشمانم با زینب شد گریان
وقتی که می خوردی خیزران
سوزانده قلبم را شامت آه
لبیک یا اباعبدالله

سلام من به ساحت تو
من و لطف و عنایت تو
شب های جمعه پر می گیرم
می آیم به زیارت تو
نسیمی جانفزا می آید
بوی کرببلا می آید
دوباره کنار قتلگاه
روضه خوانش زهرا می آید
بنی بنی قتلوک
من ماء الفرات منعوک
وای از آن گودال قتلگاه
لبیک یا اباعبدالله

 

شاعر: سید مهدی سرخان

دانلود فایل صوتی

دلم گرفته از این جمعه های تكراری

دلم گرفته از این جمعه های تكراری
دلم گرفته از این انتظار اجباری

چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟
چه دیده ایی كه از این دل شكسته بیزاری!؟

 

نیا! به درد خودم گریه می كنم، باشد
شما كه از بدی حال من خبر داری

«صلاح مملكت خویش خسروان دانند»
ازاین به بعد غزل، من ندارم اصراری

نیا! كه وُسع خرید كلافِ نخ هم نیست
شما كه با خبر از نرخ هایِ بازاری

امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم
به سینه مانده چه ناگفته هایِ بسیاری

به جان مادرت آقا به كار می آیم
مرا اگر تو در این روضه ها نگه داری

به درد می خورم آقا، مرا تحمل كن
به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»

تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد
گمان كنم كه به من اندكی بدهكاری

ببخش، حرف زیادی زدم، غلط كردم
شما امامی و من هم غلام، مختاری

مرا فراق و غمت می كشد، تو خواهی دید
كه خورده برگۀ ترحیم من به دیواری

وحید قاسمی

جلسه درس اخلاق (1396/09/30)

آیت الله جوادی آملی

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين، بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرّء الي الله».

مقدم شما علما، اساتيد، بزرگواران، نخبگان و فرهيختگان حوزوي و دانشگاهي را گرامي مي‌داريم. حضور عزيزان سپاهي و برادران و خواهران ايماني را ارج مي‌نهيم و حضور وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي را هم محترم مي‌شماريم و از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌کنيم آنچه خير و صلاح و فلاح جامعه اسلامي عموماً و شما بزرگواران خصوصاً هست مرحمت کند.

بحث ما در نهج البلاغه به نامه هفتاد و يکمينِ وجود مبارک اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) رسيد. نامه‌هاي حضرت آن بخش‌هايي که مربوط به قبل از حکومت است فقط صبغه اخلاقي و موعظه‌اي و علمي و اينها داشت؛ اما نامه‌هايي که مربوط به زمان حکومت آن حضرت است، گذشته از اينکه اين مطالب را در بر داشت و دارد، درباره سياست، امنيت، مديريت و نظم جامعه، امانت در بيت‌المال هم شامل آنها هم هست. هفتاد و يکمين نامه نهج البلاغه براي منذر بن جارود عبدي است. اين منذر از طرف حضرت امير به استخر فارس مسئوليت پيدا کرد، استاندار آن منطقه بود. گزارشي از عملکرد او به وجود مبارک اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) رسيد. حضرت بررسي کرد ديد بخشي از اين گزارشات تام است بخشي هم نياز به توضيحات خود او دارد. اين نامه اعتراض‌آميز که هم نصيحت را در بر دارد هم احضار اين استاندار را در بر دارد و هم توبيخ و عزل او را به همراه دارد، مرقوم فرمودند. اين نامه تقريباً نزديک سه ربع صفحه است. دو، سه سطر اين نامه در نهج البلاغه نيامده است. بارها به عرض شما رسيد که سيد رضي(رضوان الله تعالي عليه) اين کتاب را به عنوان مختار خطبه‌ها و نامه‌ها و بيانات حضرت دارد، نه همه نهج البلاغه باشد. رازي هم در اين تقطيع دارد، چند تا کار را سيد رضي(رضوان الله تعالي عليه) کرد. يکي از کارها اين بود که آن جمله‌هايي که خيلي ضروري نبود، يا باعث اختلاف شيعه و سنّي بود، آن را نقل نکرد، چون در بخش‌هايي وجود مبارک حضرت امير خيلي تند و تيز به اصحاب سقيفه حمله مي‌کند. آنها را اگر در نهج البلاغه نقل مي‌کرد، ديگر نهج البلاغه، نهج البلاغه فعلي نبود که تقريباً هشتاد درصد شروح نهج البلاغه از اهل سنت است. مهم‌ترين شرح‌ها همان شرح ابن ابي الحديد است که مي‌گويد من فکر نمي‌کردم که کمتر از چهارده سال موفق مي‌شوم؛ ولي خدا را شکر مي‌کنم که ده ساله تمام شد.[1] همين ابن ابي الحديد بسياري از مطالب راوندي را که فقيه نامور اماميه است او هم قبل از ابن ابي الحديد بود و نهج البلاغه را شرح کرد بسياري از نقدهاي علمي و تند و تيزي را ابن ابي الحديد بر راوندي دارد که او از فقها و علماي شيعه است و بسياري از بزرگان که بعد از ابن ابي الحديد چيز نوشتند، از او استفاده کردند. اين گونه از شروح در اثر آن مديريت سيد رضي بود که هر حرف را انسان همه جا نمي‌زند. حرفي که مربوط به حوزه علميه بود داخله حوزه علميه يا داخله دانشگاه است، بزرگان و علماي حوزه با هم دارند، دانشگاهيان با هم دارند؛ اما بعضي از مطالبي که خود علما در حوزه دارند مصلحت نيست که به جامعه منتقل بشود. بعضي از مطالبي که دانشمندان دانشگاه دارند مصلحت نيست که از قلمرو دانشگاه به جامعه منتقل بشود. آن بيانات اعتراض‌آميز وجود مبارک حضرت امير که به اصحاب سقيفه حمله مي‌کند اين حق است «لا ريب فيه» است، بحث کلامي است، در علماي حوزه در دانشمندان دانشگاه مطرح است؛ ولي اگر بيايد در سطح جامعه، ديگر با آن نمي‌شود جامعه را متحد کرد و ايام وحدت و هفته وحدت تشکيل داد؛ لذا سيد رضي آن بخش‌هاي تند و تيز را در نهج البلاغه نقل نکرد. اين يکي از کارها و ابتکارات سياسي سيد در نهج البلاغه است.