دور وقتت حصار بکش

🔹آیت الله حائری شیرازی رضوان الله علیه🔹
🔸دور وقتت حصار بکش🔸

اگر دور وقت خود را حصار بکشیم، شیطان نمی‎تواند در آن رخنه کند، اما اگر وقت خود را بی‎حصار گذاشتیم، زمینی است که در آن نه زراعت کرده‎ایم و نه خانه ساخته‎ایم؛ فقط زمینش به نام ما ثبت شده.
انسان اگر برای وقتش برنامه‎ریزی نکرد، شیطان برایش برنامه‎ریزی می‎کند.
غیبت‎ها، تهمت‎ها، حرف‎های بی‎مزه، لهو و لعب‎ها، همۀ اینها نتیجۀ بی‎برنامگی است.
اگر عقل برای وقت برنامه‎ریزی نکند، نفس برایش برنامه‎ریزی می‎کند.

ای سوره قدر نبی، ای کوثر بی‌خاتمه

ای سوره قدر نبی، ای کوثر بی‌خاتمه
نام تو تسبیح علی: یا فاطمه یا فاطمه

راضیه مرضیه بتول، یا مُهجةَ قلب الرسول
ای مِهر تو بر طاعت و ایمان ما مُهر قبول

آیه به آیه، خط به خط، قرآن وصفت کامل است
در شأن انفاق شما، «و یطعمونَ...» نازل است

آن چادری که می‌شود، روز جزا حبل‌المتین
در کوچه‌های شهر غم، از چه شده نقش زمین

کشتی علی را آن دمی که خواندی‌اش با این نوا:
روحی لروحک الفدا، نفسی لنفسک الوقا..

تو رفتی و مانده علی، با غصه‌های بی‌حساب
زخم‌زبان‌ها جای خود، آه از سلام بی‌جواب...

شاعر: آقای یوسف رحیمی

دانلود فایل صوتی

جلسه درس اخلاق (۱۳۹۶/۱۰/۲۱)

آیت الله جوادی آملی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و أهل بیته الأَطیبین الأَنجبین سيّما بقيّة الله فی العالمین بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلی الله».

مقدم شما فرهیختگان، نخبگان حوزوی و دانشگاهی و برادران و خواهران حوزوی و دانشگاهی و ایمانی را گرامی می‌داریم. از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم آنچه خیر و صلاح و فلاحِ دنیا و آخرت شما و عموم علاقهمندان قرآن و عترت است مرحمت کند.

در بحث‌های نهج البلاغه به نامه هفتاد و پنجمین رسیدیم. نامه‌های حضرت مثل خطبه‌های نورانی آن حضرت در نهج البلاغه به دو صورت یاد شده است: بعضی از خطبه‌ها بدون انتخاب و تلخیص ذکر شده است، بعضی از نامه‌ها هم این چنین است؛ برخی از خطبه‌ها را تلخیص کرده‌اند و بعضی از نامه‌ها را هم گزینش کردند. این نامه ۷۵ بدون تلخیص ذکر شده است. چهار سطر است که وجود مبارک حضرت امیر بعد از استقرار خلافت برای معاویه مرقوم فرمود و او را دعوت کرد به پیروی از نظام عصر. دو جمله فقط در این نامه نیامده، بقیه همه نامه یعنی همین چهار سطر آمده. نامه‌هایی که امیرالمؤمنین مرقوم فرمود، اگر قبل از امارت و خلافت ظاهری آن حضرت بود مرقوم می‌فرمود: «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيّ بن أبِیطَالِب إِلی کذا»؛ اما نامه‌هایی که بعد از حکومت مرقوم می‌فرمود، چنین می‌نوشتند: «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِيّ بن أبِیطَالِب إلی کذا». این نامه هم چون بعد از خلافت نوشته شده با همین لقب‌های سه‌گانه یاد شده؛ یعنی «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِی سُفْيَان‏». معاویه تا عصر فتح مکه که کافر مطلق بود، بعد از فتح مکه دودمان اموی منافق شدند نه مسلمان. زندگی دودمان اموی را دو بخش تشکیل می‌داد: قبل از فتح مکه کافر بودند که علیه اسلام می‌جنگیدند، جنگ «بدر» و «حنین» و سایر غزوات را تحمیل کردند، بعد از فتح مکه هم منافق شدند نه مسلمان. در یکی از بیانات نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) هست که «مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا»؛[۱] بعد از فتح مکه اینها اسلحه‌ها را به زمین گذاشتند، ولی آن کینه‌ها را در دل نگه داشتند؛ اینها «مستسلم» شدند نه «مسلِم»، «مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا». این کینه تا زمان سقیفه بود و در زمان سقیفه رشد کرد و حکومت را هم «بلاواسطه یا مع الواسطه» گرفتند. در زمان عمر، او والی رسمی شام شده، چندین سال ولایت شام را در اختیار داشت و چندین سال زمان عثمان هم حکومت شام را در اختیار داشت. حالا که نوبت به وجود مبارک حضرت امیر رسید، طغیان‌گری‌ او مرموزانه شروع شد و داعیه خلافت داشت. مردم شام را هم از تحصیل معارف و فراگیری قرآن و عصاره سنّت رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التّحیة و الثّناء) باز داشته بود.