رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی

رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی
معمای ادب را با همین ابیات حل کردی

رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو
میان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل کردی

فرستادی به قربانگاه اسماعیل‌هایت را
همان کاری که هاجر وعده کرد و تو عمل کردی

کشیدی با سرانگشتت به خاک مُرده، خطی چند
تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی

چه شیری داده‌ای شیران خود را که شهادت را
درون کامشان شیرین‌تر از شهد و عسل کردی


رباعی تو بانو! گرچه تقطیع هجایی شد
به تیغ اشک خود، اعرابشان را بی‌محل کردی

شاعر: محسن رضوانی

دانلود فایل صوتی

امان از روایات مانده، از آن روضه های نخوانده

آه، نگاهم به در مانده بی تو
به دست پدر مانده بی تو
کتاب خدا خونجگر مانده بی تو
آه، ببین اشک چشم ترم را 
دل مضطر خواهرم را 
مدینه بخوان روضه مادرم را
ای مادر، دل زینب تو شده بی طاقت
علی مانده و روزگار غربت
به پا شد قیامت
زهرا، زهرا، أغیثینی

آه، امان از روایات مانده
از آن روضه های نخوانده
غمت جان ما را به لبها، رسانده
وای، مدینه همه روضه خوان شد
بهار پیمبر خزان شد
نصیب علی بی تو زخم زبان شد
می دانم، که گوید خدا بر دعایت آمین
نگفتی ولی قاتلت را نفرین
تویی رحمت دین
زهرا، زهرا، أغیثینی

آه، شده خانه ات بیت الأحزان
شده شعله ور این گلستان
دعا کن رسد عمر ما هم به پایان
وای نمانده دگر شور و حالی
نه صوت اذان بلالی
من و مادر و گفتگویی خیالی
یازهرا، پس از تو غم مرتضی کامل شد
مراد همه دشمنان حاصل شد
چه خونها به دل شد
زهرا، زهرا، أغیثینی

شاعر: ميلاد عرفان پور

دانلود فایل صوتی

جلسه درس اخلاق (1396/11/26)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و أهل بيته الأَطيبين الأَنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

ايام سوگ و ماتم صديقه کبريٰ فاطمه زهرا(صلوات الله و سلامه عليها) را به پيشگاه وليّ عصر(ارواحنا فداه) و عموم علاقهمندان به قرآن و عترت و شما بزرگواران تسليت عرض مي‌کنيم. مقدم شما بزرگواران را گرامي مي‌داريم از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌کنيم به برکت معارف آن بانو، به همه شما علوم نافع و آنچه خير و صلاح و فلاح دنيا و آخرت شماست، مرحمت کند.

بحث ما در نهج البلاغه بعد از شرح خطبه‌هاي نوراني آن حضرت که تعداد خطبه‌ها 241 بود، گذشت. شرح نامه‌هاي آن حضرت که 79 نامه بود، گذشت. به کلمات حکيمانه آن حضرت رسيديم. آنچه در نهج البلاغه از کلمات حکيمانه آن حضرت آمده است 473 کلمه است. اوّلين بخش آن که در نوبت قبل مطرح شد اين بود که فرمود: «كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ»؛ آنچه در اصل اين کلمه آمده است که اين جزء کلمات قصار آن حضرت نيست، نامه‌اي است براي مالک اشتر مرقوم فرمودند؛ آن نامه تا حدودي مبسوط است، به يک کلمه و دو کلمه خلاصه نمي‌شود. در آن نامه اين جمله هم هست فرمود: «كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ وَ لا وَبَرٌ فَيُصلَب»؛ فرمود در فتنه مثل آن شتر دو ساله باشد که نه به کسي سواري مي‌دهد و نه پستان او شير دارد که کسي از شير او استفاده کند و نه در بدن او کُرکي مي‌رويد که از کُرک او استفاده کنند. اين جمله سوم در نهج البلاغه نيست. وَبَر همان کرک شتر است؛ پارچه‌هاي وَبري، پارچه‌هايي است که از کرک بدن شتر استفاده مي‌شود.