گفت:« سُرّ من رَای»*، ترجمان «سامرا»ست

گفت:« سُرّ من رَای»*، ترجمان «سامرا»ست
من ولی دلم گرفت...این حرم چه آشناست
چون نجف، شکوهمند چون مدینه، رازدار
داستان آن ولی داستان کربلاست...
ماهِ تا ابد تمام! السلام یا امام!
ذکر ما علی الدّوام ، گریه های بی صداست
آنچه بر زبان ماست ، نام مهربان توست
آنچه بر زبان توست ، اسم اعظم خداست
از زمان کودکی، در پی ات دویده ایم
از همه شنیده ایم، گرد راه تو شفاست
باغ هایی از بهشت ، گوشه ی عبای توست
این عبای مصطفی، این عبای مرتضی ست
مجلس شراب را چشم تو به هم زده ست
چشم تو هنوز هم ، مستی مدام ماست
ما شهید می شویم، روسفید می شویم
روزگار، بی وفا ... عاشق تو باوفاست
ای هدایت نجیب! آسمانی غریب!
مضطریم و منتظر ، یادگار تو کجاست؟

*ریشه ی کلمه ی سامرا ،عبارت«سرّ من رای» -با یاء ناخوانا-بوده است. یعنی هرکه این شهر را دیده مسرور شده است!

شاعر: میلاد عرفان پور

دانلود فایل صوتی

یا من یملک حوائج السّائلین (دعای هر روز ماه رجب)

در تمام ‏ايّام‏ ماه ‏رجب بخواند اين دعا را كه روايت شده حضرت امام زين العابدين ‏(عليه السّلام) در حجر اسماعیل و در اوّل رجب خواند:
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

يا مَنْ يَمْلِكُ حَوآئِجَ السَّآئِلينَ و يَعْلَمُ ضَميرَ الصَّامِتينَ، لِكُلِّ مَسْئَلَةٍ مِنْكَ‏

اى كه مالك حاجات خواستارانى و اى كه نهاد خاموشان دانى؛ براى هر خواسته‏ اى از جانب تو

سَمْعٌ حاضِرٌ، وَ جَوابٌ‏ عَتيدٌ، اَللّهُمَّ وَ مَواعيدُكَ الصَّادِقَةُ، و اَياديكَ الفاضِلَةُ

گوشى شنوا و پاسخى آماده است؛ ‏خدايا به حقّ وعده‏ هاى راستت و نعمت هاى بسيار

وَ رَحْمَتُكَ‏ الواسِعَةُ، فَاَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، و اَنْ تَقْضِىَ‏

و رحمت وسيعت، از تو خواهم كه درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و

حَوائِجى‏ لِلدُّنْيا وَ الْأخِرَةِ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّشَىْ‏ءٍ قَديرٌ.

حوائج دنيا و آخرتم را برآورى كه به راستى تو بر هرچيز توانايى.

جلسه درس اخلاق (1396/12/17)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و أهل بيته الأَطيبين الأَنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

مقدم شما بزرگواران، نخبگان، فرهيختگان حوزوي و دانشگاهي و برادران و خواهران ايماني و قرآني را گرامي مي‌داريم و اين خجسته ميلاد را به پيشگاه وليّ عصر(اروحنا فداه) و عموم علاقهمندان به قرآن و عترت و شما بزرگواران تهنيت عرض مي‌کنيم. در فاطميه اوّل و دوم بيانات نوراني صديقه کبريٰ(سلام الله عليها) مخصوصاً در بخش خطبه فدکيه و ساير معارف به عرض مستمعان آن محفل‌ها رسيد. در ادامه بحث‌هاي نهج البلاغههمان طوري که قبلاً ملاحظه فرموديد 241 خطبه در نهج البلاغه بود که بحث آن «بحمدلله» گذشت. 79 نامه در نهج البلاغه بود که به لطف الهي در طي اين سال‌ها گذشت. 473 کلمه حکيمانه از آن حضرت هست که اخيراً به اين کلمات حکيمانه رسيديم و نوبت به کلمه شانزدهم رسيد؛ البته در شماره‌گذاري بين چاپ‌هاي نهج البلاغه فرق است.

در کلمه شانزده اين است که کسي از وجود مبارک اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) سؤال کرد که چرا شما محاسن را خضاب نمي‌کنيد؟ رنگ نمي‌کنيد؟ محاسن شما سفيد شده است؛ در حالي که پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثّناء) فرمود: محاسن خود را رنگ کنيد که آثار پيري در شما مشهود نباشد و شبيه سالمندان بعضي از فِرَق نباشيد. «سُئِلَ ع عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ ص غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ».[1] مستحضريد که در جريان سيّدالشهداء(سلام الله عليه) «عبيدالله بن حر جحفي» که در بين راه خيمه زده بود وجود مبارک سيّدالشهداء سؤال کرد اين خيمه کيست؟ به عرض حضرت رساندند که اين خيمه «عبيدالله بن حر جحفي» است. حضرت پيام داد که من عازم کربلا هستم بيا مرا ياري کن! او عذرخواهي کرد و خود حضرت براي نجات او حرکت کرد در حالي که بچه‌هاي ابي عبدالله هم همراه او حرکت کردند، فاصله هم کم بود و عبيدالله گفته بود که من کمک مالي حاضرم؛ يعني عرض کرد که من اسب مي‌دهم، شمشير و زره مي‌دهم؛ ولي از حضور خودم معذورم. وجود مبارک سيّدالشهداء اين آيه را خواند، فرمود: ﴿وَ مَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً﴾،[2] اين خليفه خداست که پيام الهي را دارد مي‌خواند! خدا فرمود من در کارگاه خلقت مدبّرات فراواني دارم؛ اما از آدم گمراه براي تدبير نظام بهره نمي‌برم. اين ﴿فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً﴾,[3] «سابحات» هست؛[4] انواع و اقسام فرشتگان را قرآن کريم نام مي‌برد، جمع‌بندي مي‌کند. فرمود: ﴿فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً﴾؛ اينها مأموران الهي‌اند مدبّر امرند، بعضي مسئول رساندن وحي‌ هستند؛ مثل جبرئيل(سلام الله عليه) و زير مجموعه اينها، بعضي‌ها مسئول حيات‌بخشي‌ هستند؛ مثل اسرافيل(سلام الله عليه) و مأموران اينها، بعضي‌ها مسئول قبض ارواح‌ هستند؛ مثل عزرائيل(سلام الله عليه) و مجموعه اينها، بعضي‌ها هم مسئول کيل و رزق ‌هستند؛ مثل ميکائيل(سلام الله عليه) و مأموران زير مجموعه آنها. ولي اگر در هيچ کدام از اين امور ـ خداي ناکرده ـ لغزشي داشته باشد، جزء مدبرات امر نيست؛ همه اينها را خدا به عنوان ﴿فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً﴾ قرار داد.