دعای اللَّهُم إِنِّی بِکَ وَ مِنْکَ أَطْلُبُ حَاجَتی (از ادعیه ماه مبارک رمضان)

شيخ كلينى در كتاب «كافى» از ابو بصير روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام در ماه رمضان اين دعا را می خواند:

اللَّهُمَّ إِنِّي بِكَ وَ مِنْكَ أَطْلُبُ حَاجَتِي وَ مَنْ طَلَبَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ فَإِنِّي لا أَطْلُبُ حَاجَتِي إِلّا مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ وَ أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ وَ رِضْوَانِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي فِي عَامِي هَذَا إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ سَبِيلاً حِجَّةً مَبْرُورَةً مُتَقَبَّلَةً زَاكِيَةً خَالِصَةً لَكَ تَقَرُّ بِهَا عَيْنِي وَ تَرْفَعُ بِهَا دَرَجَتِي وَ تَرْزُقَنِي أَنْ أَغُضَّ بَصَرِي وَ أَنْ أَحْفَظَ فَرْجِي وَ أَنْ أَكُفَّ بِهَا عَنْ جَمِيعِ مَحَارِمِكَ حَتَّى لا يَكُونَ شَيْ ءٌ آثَرَ عِنْدِي مِنْ طَاعَتِكَ وَ خَشْيَتِكَ وَ الْعَمَلِ بِمَا أَحْبَبْتَ وَ التَّرْكِ لِمَا كَرِهْتَ وَ نَهَيْتَ عَنْهُ وَ اجْعَلْ ذَلِكَ فِي يُسْرٍ وَ يَسَارٍ وَ عَافِيَةٍ وَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلا فِي سَبِيلِكَ تَحْتَ رَايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ أَوْلِيَائِكَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَقْتُلَ بِي أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِكَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُكْرِمَنِي بِهَوَانِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ لا تُهِنِّي بِكَرَامَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلا حَسْبِيَ اللَّهُ مَا شَاءَ اللَّهُ

خدايا من به وسيله تو و از تو حاجتم را درخواست میكنم، و هركه حاجت خويش از مردم بخواهد همانا من حاجتم را نمی خواهم مگر از تو، يگانه اى، شريكى براى تو نيست، به حق فضل و رضوانت از تو می خواهم كه بر محمّد و اهل بيتش درود فرستى، و در اين سال برايم راهى به سوى كعبه قرار دهى، با زيارتی پاك و پذيرفته، پاكيزه و خالص براى خويش، كه ديده ام به آن روشن گردد و مرتبه ام با آن بالا رود، خدايا به من روزى كن كه ديده ام را از حرام فرو بندم، و شهوتم را نگاه دارم، و خود را از همه حرام هايت بازدارم، تا آنجا كه چيزی نزد من برتر نباشد از طاعت و خشيتت، و عمل به آنچه واجب كردى، و ترك آنچه نپسنديدى و از آن نهى نمودى، و همه اينها را در كنار آسانى و فراوانى و تندرستى، و آنچه به من نعمت دادى قرار ده.
و از تو می خواهم مرگم را كشته شدن در راهت در زير پرچم پيامبرت همراه با اوليايت قرار دهى، و از تو می خواهم كه به وسيله من دشمنان خود و رسولت را به قتل رسانى، و از تو درخواست میكنم كه مرا گرامى دارى با خوار كردن آن از خلق كه خودخواهى، و خوار نكنى مرا به گرامى داشتن احدى از اوليايت، خدايا برايم همراه پيامبر راهى به خوشبختى قرار ده، خدا مرا بس است، آنچه خدا خواهد [شود.

ز هر گناه به درگاهت ای خدا، توبه

ز هر گناه به درگاهت اي خدا، توبه
مباد از دل من، يک نفس جدا توبه
ز دست عُجب و ريا و تکبّر و تقصير
به سوي عفو تو يا رب! جدا جدا، توبه
سرم به زانوي توبه نشسته شب تا صبح
که هست درد مرا بهترين دوا، توبه
اگر ز کوچه ي بيگانگان گذر کردم
به پيشگاه تو اي يار آشنا، توبه!
قبول کن! که تو را تا حسين خواهد برد
قسم به سرخي تاريخ کربلا؛ توبه
ز قلب قافله اي کور، تا قبيله ي نور؟
ببين! تو را ز کجا برد تا کجا! توبه!

شاعر: مرحوم غلامرضا شکوهی

دانلود فایل صوتی

جلسه درس اخلاق (1397/02/13)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و أهل بيته الأَطيبين الأَنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

خجسته عيد ميلاد خاتم اوصياء، حجة بن الحجج البالغه وليّ عصر و زمان(ارواحنا فداه) را به پيشگاه آن حضرت و عموم علاقهمندان قرآن و عترت و شما بزرگواران و برادران ايماني و خواهران قرآني و عزيزان و خيّرين مدرسه‌ساز تهنيت عرض مي‌کنيم. از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌کنيم به همه شما علما، فضلا، دانشمندان حوزوي و دانشگاهي و برادران و خواهران ايماني و قرآني به برکت آن حضرت آنچه خير و صلاح و فلاح دنيا و آخرت شماست مرحمت کند.

بحث‌هاي نهج البلاغه به شرح کلمات نوراني آن حضرت به عنوان کلمات قصار يا کلمات حکيمانه رسيده است. در ضمن تبيين اين بخش از کلمات نوراني آن حضرت، مقداري از برنامه‌هاي رسمي وجود مبارک وليّ عصر(ارواحنا فداه) مطرح مي‌شود، تا روشن شود که آن حضرت کاري را که خاتم انبيا(عليهم الصلاة و عليهم السلام) انجام داد اين «خاتم الأوصياء» هم همان کار را انجام مي‌دهد، کارهاي جهاني خواهد کرد.

در شرح کلمات نوراني آن حضرت، به شماره سي رسيديم. اين کلمه سي که در نهج البلاغه است، در حقيت يکي از خطبه‌هاي نوراني اميرالمؤمنين است که سيد رضي اين را به عنوان کلمات حکيمانه يا کلمات قصار ذکر کرد. در آنجا از حضرت سؤال کردند ايمان چيست؟ فرمود: ايمان چهار رکن دارد: صبر و يقين و عدل و جهاد. اينها يک سلسله معاني لغوي دارند که معناي آن آسان است؛ اما يک سلسله معاني خاص دارد که حضرت به آن معاني خاص پرداختند؛ مثلاً در جريان عدل ما مي‌گوييم کسي که کارهاي واجب را انجام مي‌دهد و از حرام پرهيز مي‌کند، اين عادل است. اما وجود مبارک آن حضرت وقتي عدل را معنا مي‌کند مي‌فرمايد تا کسي محقق نباشد، در فهم معارف الهي دقيق و عريق نباشد، عادل نيست. اين چه کار به عدل مصطلح دارد؟ هر فقيهي را هم عادل نمي‌گويند، هر حکيمي را هم عادل نمي‌گويند، هر پيش‌نمازي را هم عادل نمي‌گويند. آن کسي که بفهمد اينها چه گفته‌اند اوّلين شرط عدل اين است. اين عدل کجاست با آن عدلي که ما در رساله‌ها داريم کجاست!