وداع با ماه مبارک رمضان

دعای امام صادق (علیه السلام) در شب آخر ماه مبارک رمضان

 شيخ كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده در شب آخر ماه مبارک رمضان بخواند:

اللَّهُمَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ وَ أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ يَا رَبِّ أَنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ أَوْ يَتَصَرَّمَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ لَكَ قِبَلِي تَبِعَةٌ أَوْ ذَنْبٌ تُرِيدُ أَنْ تُعَذِّبَنِي بِهِ يَوْمَ أَلْقَاكَ

خدايا اين است ماه رمضان، كه قرآن را در آن نازل كردى، اينك در حال گذشتن است، و من به ذات كريمانه ات پناه میآورم از اينكه سپيده اين شب طلوع كند، يا ماه رمضان بگذرد، و نزد تو برايم نتيجه كار ناشايست يا گناهى باشد كه بخواهى مرا به سبب آن روزى كه ملاقاتت كنم عذاب نمايى.

دانلود فایل صوتی

توسل به تو راز ایمان...

نشان خدایی ولی بی نشانه
تو خورشید حیدر به دفن شبانه
غمت تازه مانده، چنان ضرب سیلی
زده روضه ی تو به دل تازیانه
آه
تو جان رسول خدایی
تو خود سوره هل اتایی
قرار دل مرتضایی
جان و دل مصطفا سیدتی یازهرا
ای هستی مرتضا سیدتی یازهرا

غم خود نداری، غمت بی کران است
که روی دعایت به همسایگان است
غمت خانه دار دل مرتضا شد
غمت بیت الاحزان بی سایه بان است

نگاه کن، منم سکینه دخترت، شناختی!؟

نه از لباس کهنه ات نه از سرت شناختم
تو را به بوی آشنای مادرت شناختم
تو را نه از صدای دلنشین روز های قبل
که از سکوت غصه دار حنجرت شناختم
تو شعر عاشقانه بودی و من این قصیده را
میان پاره پاره های دفترت شناختم
قیام در قعود را، رکوع در سجود را
من از نماز لحظه های آخرت شناختم
غروب بود و تازه من طلوع آفتاب را
به روی نیزه، از سر منورت شناختم
شکست عهد کوفه... این گناه بی شمار را
به زخم های بی شمار پیکرت شناختم
تو را به حس بی بدیل خواهر و برادری
به چشم های بی قرار خواهرت شناختم
اگرچه روی نیزه ای ولی نگاه کن مرا
نگاه کن... منم... سکینه... دخترت... شناختی؟!

شاعر: رضا حاج حسینی

دریافت فایل صوتی

معرفتِ امام هدف از خلقت و اصلِ تمام تکالیف و سبیل معرفت خداوند

متن پیش رو گزارشی تفصیلی از جلسه چهارم سخنرانی آیت الله میرباقری در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) تهران به تاریخ 16 آبان 95 می باشد که در این جلسه فرمودند: معرفت امام، اصل تمام تکالیف و طریق و سبیل معرفت خداوند می باشد که دارای مراحل و درجاتی می باشد. گام اول در معرفت امام، امام را «من الله» و «مفترض الطاعه» دانستن است که این معرفت، حداقلِ نصاب معرفت امام است و پایین تر از این وجود ندارد. انسان پس از طی قدم اول، در قدم دوم به معرفتِ نورانیتِ امام می رسد که آغاز و شروع این مرحله با تجلی حقیقت نور امام در قلب انسان است. با تجلی حقیقت نور امام در وجود انسان، به مشاهده ملکوت عوالم می رسد و اهل یقین گشته و تمام عالم برای او آیه و نشانه خداوند می شود که این تجلی در عصر ظهور به صورت کامل محقق می شود. سیر انسان با نور امام و توسط امام واقع می شود که به مقاماتی از آن در آیه نور اشاره شده است. برای دستیابی به نور و تجلی حقیقت امام، لازم است در برابر نور امام تسلیم محض باشیم و او را «امام من الله» و «مفترض الطاعه» بدانیم.

دریافت صوت

معرفت امام اصل تمام تکالیف

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیِّدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم اجمعین. در جلسات گذشته مطالبی بیان شد که ادامه آن را در جلسه بعدی بیان می کنیم. در یکی از زیارات امام حسین(علیه السلام) می خوانیم: «مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ‏ اللَّه‏»(1). یکی از مهمترین تکالیفی که در دنیا داریم و بلکه نزول ما در عالم دنیا برای همین است که یک تلاقی با امام(علیه السلام) در دنیا با ما واقع می شود، تکلیف مهم ما در رسیدن به معرفت امام است و شاید تکلیفی دیگر وجود ندارد و بقیه تکالیف تابع معرفت امام و فرع بر آن است. آن تکلیفی که خدا از ما خواسته در تکلیف رسیدن به امام و سیر با امر و معرفت او خلاصه شود. این معرفت همان معرفت خدای متعال و طریق معرفة الله است. مرحوم فیض ذیل آیه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»(ذاریات/56) -که یعنی هدف من از آفرینش شما این بود که به مقام عبودیت برسید و از غیر خدا آزاد شوید- این روایت را از وجود مقدس سیدالشهداء(علیه السلام) نقل کرده اند که فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ‏ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ‏» خدای متعال بندگان را نیافریده جز برای درک مقام معرفت، «فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ» اگر به مقام معرفت رسیدند، ثمره معرفت عبودیت و بندگی است و درک مقام بندگی با معرفت خدای متعال حاصل می شود «فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ» و اگر به مقام عبودیت حضرت حق راه پیدا کردند استغناء نفس پیدا می کنند و از اینکه در برابر دیگران تواضع، خشوع، سجده و عبادت کنند بی نیاز می شوند. اینکه حضرت فرمودند: «فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ» شاید به این خاطر است که ما در اصل عبادت مخیر نیستیم بلکه در انتخاب معبود مختاریم. اگر انسان به خدای متعال روی نیاورد، اسیر معبودهای کوچک مانند شیطان و نفس می شود چرا که شیطان انسان را به عبودیت خود دعوت می کند که قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ * وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ»(یس/61-60) تلاش شیطان این است که عبد او و نفس باشیم و عده ای هم عبد غیر خدا می شوند. فراعنه نیز می خواند مردم عبد آنان باشند. اما اگر انسان طعم عبودیت خداوند متعال را چشید، از عبادت های دیگر مستغنی می­شود و الّا به عبادت معبودهایی دیگر مشغول می شود و چاره ای هم ندارد چرا که ما در اصل پرستش مختار نیستیم و حتما چیزی را می پرستیم و تنها معبودها متفاوت اند و ما در انتخاب آن مختاریم.