می‌روم گاهی خراسان گاه گاهی کربلا

می‌روم گاهی خراسان گاه گاهی کربلا
یک طرف شمس الشموس و یک طرف شمس الضحی
هر دو تنها هر دو دور افتاده هر دو خون جگر
کار عشق این است آری اَلبلاءُ لِلولا
از علی هر کس نشان دارد به غربت مبتلاست
او حسین بن علی شد، این علی موسی الرضا
او جوانان بنی هاشم شهیدانش شدند
"ای جوانان عجم جان من و جان شما"
اصفهان، شیراز، مشهد، فکّه، خرّمشهر، فاو
سوریه، لبنان، فلسطین، کلُّ ارضٍ کربلا

جلسه درس اخلاق (1397/04/21) آیت الله جوادی آملی

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و أهل بيته الأَطيبين الأَنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

مقدم شما بزرگواران، علما، فضلا، طلّاب، برادران و خواهران ايماني و قرآني را گرامي مي‌داريم. اميدواريم ذات اقدس الهي آن توفيق را به ما عطا کند که هم در نماز متکلّم خوبي باشيم و هم در قرائت قرآن مخاطب خوبي. وقتي به ما گفتند براي بيرون آمدن از تنهايي هر وقت خواستيد حرف بزنيد نماز بخوانيد، چون «الصَّلَاةُ خَيْرُ مَوْضُوعٍ» است: «فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أَكْثَر».[1] هر وقت خواستيد مخاطب باشيد و حرف خوبي بشنويد قرآن بخوانيد. اين توفيق را ائمه(عليهم السلام) فراسوي ما نصب کردند و به ما دادند که اگر خواستيم حرف بزنيم با او حرف بزنيم و اگر خواستيم حرفي بشنويم حرف او را بشنويم. در قرائت قرآن گرچه ما حرف مي‌زنيم، ولي گوينده اوست. او مي‌‌گويد منتها به زبان ما. حرف، حرف اوست، ما خودمان انشا نمي‌کنيم. بنابراين اگر خواستيم متکلّم باشيم، نماز و اگر خواستيم مخاطب باشيم، قرآن.