قداست جانفشانی (1): فرازهایی از کتاب سفر شهادت، امام موسی صدر (حفظه الله)

گمراهی زمانه أباعبدالله‌الحسین (ع) را فـرا گرفته بـود. وقتی کـه مـا سالروز واقعه کربلا را فرصتی مغتنم می‌شمریم و گردهم می‌آییم و آن حادثه را در گوش و قلب و وجود خود تکرار می‌کنیم با آن قهرمانی‌های جاویدان پیوند می‌یابیم. قهرمانی‌هایی که ریشه ستم و ستمگران را برکند و نقاب و پرده از چهره عصیانگران و منافقان برافکند.

این حادثه جاویدان که مشعل فروزنده نسل‌هاست، تنها برای روزگار امام حسین (ع) نیست. ابعاد این حادثه از یک رنجش عاطفی و تراژدی بشری در‌می‌گذرد و الگویی شایسته پیروی برای تمام نسل‌ها می‌گردد و واقعه، با همه تفاصیل و ثمراتش به همه نسل‌ها می‌آموزاند و راه‌های نجات و رهایی را فراروی آنان، می‌گشاید. امت ما و دیگر امت‌ها، همواره به این آموزه‌ها و عبرت‌ها نیازمند بوده‌اند.

دانلود فایل صوتی

راه درازی داشتیم از کربلا تا شام

راه درازی داشتیم از کربلا تا شام
سوز و گدازی داشتیم از کربلا تا شام
بر نیزه میرفتی و با زلف پریشانت
راز و نیازی داشتیم از کربلا تا شام
چیزی نمیگفتیم هر چه زخم میبردیم
با خویش رازی داشتیم از کربلا تا شام
در هر زمین خوردن خدا را سجده میکردیم
دائم نمازی داشتیم از کربلا تا شام

شاعر: محمدمهدی سیار

دانلود فایل صوتی

زیر هر قدمت قلب بی قرار پر است

فقط نه صبح من از ابرهای تار پر است
گلوی جاده هم از بغض انتظار پر است
بیا که زردی پائیز با تو بی معناست
چرا که عهد تو از سبزی بهار پر است
اگر که دفترت از خاطرات من خالی ست
میان دفتر من از تو یادگار پر است
به خاک های مسیرت نگاه کن گاهی
که زیر هر قدمت قلب بی قرار پر است
مگیر خرده اگر منتسب شدیم به تو
چرا که دور و بر گل همیشه خار پر است
چگونه یاد تو از خاطرم گذر نکند
که لحظه لحظه ام از لطف بی شمار پر است
مرا خراب خودت کن به خلق وا مگذار
دل خراب من از دست روزگار پر است
پس از دعای فرج کربلاست حاجت ما
و در سر همه سودای آن مزار پر است

آهسته زیر لب به خودش گفت: «کربلا»ست

پرسید از قبیله كه این سرزمین كجاست
این سرزمین غم‌زده، در چشمم آشناست
این سرزمین كه بوی نی و نیزه می‌دهد
این سرزمین تشنه كه آبستن بلاست
گفتند: «طفّ» و «ماریه» و «شاطِیءُ الفُرات»
گفتند: «غاضریّه» و گفتند: «نینوا»ست
دستی كشید بر سر و بر یال ذوالجناح
آهسته زیر لب به خودش گفت: «كربلا»ست
طوفان وزید از وسط دشت، ناگهان
افتاد پرده، دید سرش روی نیزه‌هاست
زخمی‌تر از مسیح، در آن روشنای خون
روی صلیب دید، سر از پیكرش جداست
طوفان وزید، قافله را بُرد با خودش
شمشیر بود و حنجره و دید در مناست
باران تیر بود كه می‌آمد از كمان
بر دوش باد دید كه پیراهنش رهاست
افتاد پرده، دید به تاراج آمده ا‌ست
مردی كه فكرِ غارتِ انگشتر و عباست
برگشت اسب، از لب گودال قتلگاه
افتاد پرده، دید كه در آسمان، عزاست

کربلا اینجاست، بسم الله الرحمن الرحیم

خیمه ها برپاست، بسم الله الرحمن الرحیم
کربلا اینجاست، بسم الله الرحمن الرحیم
بار بگشایید یاران چون قرار ما و دوست
در همین صحراست، بسم الله الرحمن الرحیم
ههُـنا مَـوضِـعُ کَـربٍ وَ بَـلا، این سرزمین
قتلگاه ماست، بسم الله الرحمن الرحیم
خیمه¬گاه بزم عشاق خدا در دشت خون
تا ابد برپاست، بسم الله الرحمن الرحیم

دانلود فایل صوتی