بی تاب نیستیم...خداحافظت پدر!

ما را نمانده است دگر وقت گفتگو
تا درد خویش با تو بگوییم مو به مو
از خار،گرچه گرد حرم پاک کرده ای
تا شام و کوفه راه درازی است پیش رو...
خون گوشواره ها زده بر گوشهایمان
صد بغض مانده جای گلوبند در گلو
تنها گذاشتیم تنت را و می رویم
اما سر تو همسفر ماست کو به کو
بی تاب نیستیم...خداحافظت پدر!
بی آب نیستیم ...خداحافظت عمو!

شاعر: محمد مهدی سیار

سلام من به چهار امام بی حرم

(غربت بقیع و مدینه)
شده دم به دم این نگرانی ام، که مدینه ندیده بمیرم
به هوای آن همه آرزو، نشود که بهانه نگیرم
مدینه! ای روضه ی ناتمام من
به شوکت و به غربتت سلام من
(ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا
ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا )

به خدا که تحمل غربتت، برده طاقت عالم و آدم
ای حکایت غربت فاطمه، روضه خوان تو بوده محرم
کاش میشد و کبوتر بقیع بودم
تمام عمر نوحه گر بقیع بودم
(ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا
ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا )

بنشیند اگر دل خون من، به مقابل گنبد خضرا
به تسلی داغ پیمبرم، جان فدا کنم از غم زهرا
سلام من به چار امام بی حرم
سلام من به مادر شهیده ام
(ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا
ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا )

شاعر: میلاد عرفان پور

جلسه درس اخلاق(ظهر عاشورا) (1397/06/29)

آیت الله جوادی آملی

 

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و أهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء إلي الله».

«أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا [و أُجُورَكُم] بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(عَلَيْهِ السَّلَام) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ(عَلَيْهِ الصَّلاة وَ عَلَيْهِ السَّلَام)».[1]

مقدم شما بزرگوارانِ سوگوار و عزادار سالار شهيدان(سلام الله عليه) را گرامي مي‌داريم. از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم عزاداري همه شما بزرگواران را به أحسن وجه بپذيرد. مهمانان گرانقدر و ارجمندي كه از منطقه حضور پيدا كردند أجرشان با ذات أقدس الهي!

بهره رسمي كه قرآن و روايات به ما آموختند كه از اين مراسم جهانِ اسلامي استفاده كنيم دو چيز است: به ما گفتند اگر در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها كار علمي انجام مي‌دهيد، علم به تنهايي سودمند نيست بايد با وارستگي همراه باشد، علمِ بي‌وارستگي اگر زيانبار نباشد سودمند نيست. اينكه در بخش‌هاي فراواني از قرآن كريم فرمود: ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِم﴾[2]; يعني عالم حوزوي يا استاد دانشگاهي بايد عالم باشد؛ محقّق باشد علماً، متحقّق باشد عملاً تا بيراهه نرود و راه كسي را هم نبندد.