پیاده، در این جاده قدم زدن چه زیباست

دوباره، دلم راهی اربعینِ مولاست

پیاده، در این جاده قدم‌زدن چه‌زیباست

دراین‌دل، دوباره غوغاست

به یاد کودکانی که گذشتند از این بیابان

روم افتان و خیزان، تشنه‌لب، روی‌وموپریشان

به یاد خاطراتِ همه شهیدان

من در هر، دو دنیا، می‌مانم، با مولا

(حسین ثارالله، حسین ثارالله، حسین ثارالله حسین)

حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن

حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن
برای این که حسین است سوگوار حسن
محرم و صفر اندوهگین غربت او
دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن
ضریح کرببلا نقره داغ تربت او
زهیر و حر و حبیبند داغدار حسن
اگر چه دور و برش از حبیب ها خالی است
امام ها همه جمعند در کنار حسن
مزار خاکی او شد ابوترابیِ محض
از آن به بعد نجف گشت خاکسار حسن
عجب نباشد اگر که به روز رستاخیز
حسین فاطمه برخیزد از جوار حسن
برای غربت او بی قرار می گریم
شبیه شمع خیالی سر مزار حسن
برای داغ دو تا ماهپاره اش یا که
برای لحظه ی جانسوز احتضار حسن
برای روضه ی او با کنایه می خوانم
مدینه ، کوچه ، فدکنامه ، گوشواره ، حسن

شاعر: محسن حنیفی

دانلود فایل صوتی

جلسه درس اخلاق(ظهر عاشورا) (1397/06/29)

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و أهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء إلي الله».

«أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا [و أُجُورَكُم] بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(عَلَيْهِ السَّلَام) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ(عَلَيْهِ الصَّلاة وَ عَلَيْهِ السَّلَام)».[1]

مقدم شما بزرگوارانِ سوگوار و عزادار سالار شهيدان(سلام الله عليه) را گرامي مي‌داريم. از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم عزاداري همه شما بزرگواران را به أحسن وجه بپذيرد. مهمانان گرانقدر و ارجمندي كه از منطقه حضور پيدا كردند أجرشان با ذات أقدس الهي!

بهره رسمي كه قرآن و روايات به ما آموختند كه از اين مراسم جهانِ اسلامي استفاده كنيم دو چيز است: به ما گفتند اگر در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها كار علمي انجام مي‌دهيد، علم به تنهايي سودمند نيست بايد با وارستگي همراه باشد، علمِ بي‌وارستگي اگر زيانبار نباشد سودمند نيست. اينكه در بخش‌هاي فراواني از قرآن كريم فرمود: ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِم﴾[2]; يعني عالم حوزوي يا استاد دانشگاهي بايد عالم باشد؛ محقّق باشد علماً، متحقّق باشد عملاً تا بيراهه نرود و راه كسي را هم نبندد. نه از روحانيِ عالم بي‌عمل كاري ساخته است, نه از دانشگاهي محقّق بي‌تحقّق كاري ساخته است. اصرار قرآن كريم بر اينكه اگر كار علمي انجام مي‌دهيد، حتماً بايد با عمل صالح همراه باشد؛ منتها گاهي تزكيه را قبل از تعليم ذكر مي‌كند[3] و گاهي تعليم را قبل از تزكيه؛ آنجا كه مي‌فرمايد: ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِم﴾، نه براي آن است كه علم از وارستگي بالاتر است، علم مقدّم بر وارستگي نيست، بلكه مقدّمه است, مقدمه يعني مقدمه! اگر كسي حوزه درس مي‌خواند يا دانشگاه مي‌رود، علمش مقدمه بر آدم شدن است نه مقدّم, لذا فرمود: ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ﴾؛ اما آن بخش‌هايي كه تزكيه را بر علم مقدّم ميدارد، براي اينكه آدم شدن مقدّم بر عالِم شدن است، چه عالم حوزوي و چه عالم دانشگاهي. پس اگر كسي در محور دانش حركت مي‌كند، بايد بداند علم يك طرف قضيه است، آن آدميّت و بيراهه نرفتن و راه كسي را نبستن طرف دوم قضيه است.

قداست جانفشانی (6): فرازهایی از کتاب سفر شهادت امام موسی صدر (حفظه الله)

السلام علیک یا وارث آدم صفوه‌الله
السلام علیک یا وارث نوح نبی‌الله
السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل‌الله
السلام علیک یا وارث موسی کلیم‌الله
السلام علیک یا وارث عیسی روح‌الله
السلام علیک یا وارث محمد حبیب‌الله

هدف این زیارت، بخشیدن حرکت و پویایی به عاشورا و خارج کردن این واقعه از انزوا و مخالفت با جداسازی آن از گذشته و آینده است؛ زیرا‌که همۀ خطر در این است که عاشورا فقط به یادبودهایی بدل شود و واقعۀ کربلا تنها برای کتابها و سیره‌نویسی و یا ذکر آن برای اجر و ثواب اخروی باشد. بیم آن می‌رود که این حادثه از ظرف زمانی خود فرا‌تر نرود و مقتل حسین و یارانش در‌‌ همان سال ۶۱ مدفون شود: حسینی بود، کشته شد و همه چیز پایان یافت!