قداست جانفشانی (8): فرازهایی از کتاب سفر شهادت امام موسی صدر (حفظه الله) خ

«بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا أبا عبدالله وعلی الأرواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبداً ما بقیت وبقی اللیل و النهار ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین وعلی علی‌بن‌الحسین و علی أولاد الحسین و علی أصحاب الحسین».

شب آخـر دهـه محرم است. از خـداونـد می‌‌خواهیـم کـه از این‌گونه جلسات و عزاداری‌‌ها و از این فرصت استثنایی در زندگی خود بهره برده باشیم. در این فرصت، بسیاری از اسباب سعادت فراهم است و به برکت امام حسین‌ (ع) درس‌ها و عبرت‌های فراوانی مطرح می‌‌شود. دوست دارم امشب برخی از وقایع این شب را به صورت زنجیره‌وار و مستدل بیان کنم.

ای مهربان ترین کرم سفره ی گدا، یا ایها الرئوفی و یا ایها الرضا

آنانکه عاشقند به دنبال دلبرند
هر جا که می روند تعلق نمی برند
از آنچه که وبال ببینند خالی اند
عشاق روزگار ، سبکبال می پرند
پرواز می کنند به هر جا که جلوه ای ست
گاهی ملائک اند و گاهی کبوترند
دل را به دست هر کس و ناکس نمی دهند
دلداده ی قدیمی آل پیمبرند
آنان که عاشق علی و فاطمه شدند
مدیون خانواده موسی بن جعفرند!
ما عاشقیم عاشق زهرا و حیدریم
ما شیعیان کشور موسی بن جعفریم
آدم بدون مهر تو انسان نمی شود
سلمان بدون عشق مسلمان نمی شود
آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند
سوگند می خوریم، پشیمان نمی شود
وقتی کبوتران حریمت، گرسنه اند
گندم برای سفره ما، نان نمی شود

صلوات بر امام هادی و امام حسن عسکری

أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم وَ زِد وَ بارِک علی الامامیَن الهُمامَین ، السَیَّدین السَّنَدین ، االفاضلیَن الکاملَین ، الباذلَین العادلَین ، العالِمَین العاملَین ، الاورَعَین الأطهَرَین ، النّورَین النیرَین ، الشمسَین القمرَین ، الکوکَبَین الاسعدَین ، وارثَیِ المشعَرَین ، اهلَیِ الحرمَین ، کهّفیِ التُّقی ، غوثَیِ الوری ، بدرَیِ الدّجی ، طَودَیِ النُّهی ، عَلَمَیِ الهُدی ، المدفونَین بسُرّ من رای ، کا شِفَیِ البلوی و المحن ، صاحِبَیِ الجود والمنن ، الامامَین بالحّق ، أبی الحسن ، علی بن محمّد التقی ، و أبی محمّد الحسن ، صلوات الله و سلامه علیهما

دانلود فایل صوتی

مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر

منبع: كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، علی بن محمد خزاز رازی، ص: 226 -229

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ وَهْبَانَ الْبَصْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي دَاوُدُ بْنُ الْهَيْثَمِ بْنِ إِسْحَاقَ النَّحْوِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي جَدِّي إِسْحَاقُ بْنُ الْبُهْلُولِ بْنِ حَسَّانَ قَالَ حَدَّثَنِي طَلْحَةُ بْنُ زَيْدٍ الرَّقِّيُّ عَنِ الزُّبَيْرِ بْنِ عَطَا عَنْ عُمَيْرِ بْنِ هَانِي العيسي [الْعَبْسِيِ‏] عَنْ جُنَادَةَ بْنِ أَبِي أميد [أُمَيَّةَ] قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَشْتٌ يُقْذَفُ فِيهِ الدَّمُ وَ يَخْرُجُ كَبِدُهُ قِطْعَةً قِطْعَةً مِنَ السَّمِّ الَّذِي أَسْقَاهُ مُعَاوِيَةُ (لَعَنَهُ اللَّهُ) فَقُلْتُ يَا مَوْلَايَ مَا لَكَ لَا تُعَالِجُ نَفْسَكَ فَقَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ بِمَا ذَا أُعَالِجُ الْمَوْتَ قُلْتُ‏ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏

شهر احمد، کجاست احمدِ تو

ای بهشت مدینه شهر رسول
باغ سر سبز لاله های بتول
تو بهشتی ولی بهارت کو
ای قرار همه قرارت کو
شِکوه بر درگه خدا داری
ناله وامحمّدا داری
شهر احمد، کجاست احمدِ تو
از چه خاموش شد محمّد تو
آسمان ها همه خراب شوید
کوه ها در شراره آب شوید
ناله ها آه از جگر خیزید
اختران بر زمین فرو ریزید
لحظه ها محشری عظیم شدید
امّت مصطفی یتیم شدید
ای جهانِ وجود، هستت رفت
خاتم الانبیا زدستت رفت
گرد غم بر فلک نشست، نشست
پشت شیر خدا شکست، شکست