سر شکسته‌ی بر نیزه! سرشکسته مباش

حدیث دلخوری خواهر از برادر نیست
ولی حسین من این نیم جسم بی سر نیست
سر شکسته ی بر نیزه! سرشکسته مباش
که در خیام حرم قحط آب دیگر نیست
چه تلخ مینگری سوی موجهای فرات
بمیرم آه رباب! آب هست، اصغر نیست
هجوم آتش از این سو، سوار ها آن سو
مرا توان چنین جنگ نابرابر نیست
ولی نمی شکنم چون تو گفته ای برخیز
که این رسالت خونبار، بی پیمبر نیست

شاعر: محمدمهدی سیار

دانلود فایل صوتی

قداست جانفشانی (9): فرازهایی از کتاب سفر شهادت امام موسی صدر (حفظه الله)

در کربلا تا آخرین نفس از جان همۀ مردان، هیچ اثری از خواری دیده نمی‌‌شود. همه آنان عزتمندانه و قهرمانانه و مقتدرانه وارد میدان شدند و تابلویی درخشان در تاریخ قهرمانی‌‌ها و انقلاب‌ها ترسیم کردند».

 زنان در کربلا دو گونه‌اند. زنانی که برخی مداحان و سخنرانان آنها را توصیف می‌کنند و زنانی که امام حسین(ع) انها را برای این واقعه عظیم تربیت کرد. تفاوت این زنان به حدی زیاد است که نمی‌شود باور کرد با هم سنخیتی داشته باشند. زنان اول زنانی هستند که آنها را فقط در اشک و آه و گریه می‌توان خلاصه کرد. زنانی که اصولاً در کربلا به جز شیون و زاری کار دیگری ندارند و فقط هستند که جنبه عاطفی و پر سوز و گداز سخنرانی و مداحی عده‌ای تأمین شود و زنان دوم، همان زنان حقیقی کربلا هستند که امام موسی صدر به خوبی آنها را توصیف کرده می‌گوید:

«امام حسین این مرحله را پشت سر گذاشت و به سراغ مرحلـۀ دشوار‌تر رفت. مرحله دشوار‌تر مرحلۀ حضور زنان بود. اگر امام حسین فردی عادی بود حتماً به چنین سرنوشتی اعتراض می‌کرد. همراه امام حسین ده‌ها زن آمده‌اند که همۀ مردان آنان کشته خواهند شد و در دستان دشمن گرفتار خواهند آمد و دشمن بدون هیچ رحم و دلسوزی به آنان حمله خواهد کرد.

جلسه درس اخلاق (1397/08/03)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و أهل بيته الأَطيبين الأَنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

«أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا [و اُجوركم] بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(عليه السلام) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ(عليه الصّلاة و عليه السّلام)».[1]

بحث‌هاي روز پنج‌شنبه ما شرح نهج البلاغه علي بن ابيطالب(سلام الله عليه) بود. به عرض شما رسيد آن روزي که مرحوم سيد رضي(رضوان الله تعالي عليه) اين کار را کردند، يک کار بسيار نافع و جامعي بود؛ اما فرصتي که آن بزرگوار بتواند تمام بيانات حضرت را در جاي خود قرار بدهد نداشت. الآن اگر کسي بخواهد نهج البلاغه را شرح کند، با يک دشواري روبهروست. حضرت خطبه‌هاي فراواني دارد و مستحضريد همان طوري که در نوبت‌هاي قبل به عرض رسيد، اگر کسي بخواهد يک متن علمي را شرح کند، اين دو وسيله دارد: يکي «السِّباق»؛ ديگری «السِّياق». سباق همان است که در کتاب‌هاي اصولي از آن به تبادر ياد مي‌کنند؛ يعني از اين لفظ چه چيزی فهميده مي‌شود که «ما ينسبق إلي الذهن». سياق آن است که قبل از اين کلمه چه کلمه‌اي بود؟ بعد از اين کلمه چه کلمه‌اي هست؟ در چه سياقي اين سخن صادر شده است؟ نهج البلاغه از آن جهت که تقطيع شده غير علمي است شما بسياري از اين خطبه‌هاي نهج البلاغه را که ببينيد مي‌بينيد که مرحوم سيد رضي دارد: «من خُطَبِهِ»؛ خطبه دوازده، خطبه سيزده، خطبه چهارده؛ هر کدام از آن سه چهار سطر هستند. نه قبل آن معلوم است، نه بعدش معلوم است. يک خطبه نوراني ده صفحه‌اي ايشان سه چهار سطرش را نقل مي‌کند. نه قبل آن معلوم است نه بعدش معلوم. هيچ راهي محقّق ندارد براي شرح نهج البلاغه، مگر به اين کتاب شريف تمام نهج البلاغه مراجعه کند. هر عالم و محقّقي حتماً بايد اين دو تا کتاب را داشته باشد. بعد از قرآن کريم و کتب أربعة و اينها بخواهد از نهج البلاغه سخن بگويد، هيچ چاره‌اي ندارد مگر اينکه اين کتاب شريف تمام نهج البلاغه در خدمت اين کتاب باشد، اوّلاً؛ و آن هفت هشت جلدي را که مصادر و منابع اين را بازگو کرده است بداند، ثانياً؛ تا بفهمد اين جمله نوراني را حضرت در کدام خطبه گفته؟ در کدام نامه گفته؟ در کدام وصيت گفته؟ قبل آن چيست؟ بعد آن چيست؟ شأن نزول آن چيست؟ فضاي نزول آن چيست؟ و چه کسي اينها را نقل کرد؟