قداست جانفشانی (9): فرازهایی از کتاب سفر شهادت امام موسی صدر (حفظه الله)

در کربلا تا آخرین نفس از جان همۀ مردان، هیچ اثری از خواری دیده نمی‌‌شود. همه آنان عزتمندانه و قهرمانانه و مقتدرانه وارد میدان شدند و تابلویی درخشان در تاریخ قهرمانی‌‌ها و انقلاب‌ها ترسیم کردند».

 زنان در کربلا دو گونه‌اند. زنانی که برخی مداحان و سخنرانان آنها را توصیف می‌کنند و زنانی که امام حسین(ع) انها را برای این واقعه عظیم تربیت کرد. تفاوت این زنان به حدی زیاد است که نمی‌شود باور کرد با هم سنخیتی داشته باشند. زنان اول زنانی هستند که آنها را فقط در اشک و آه و گریه می‌توان خلاصه کرد. زنانی که اصولاً در کربلا به جز شیون و زاری کار دیگری ندارند و فقط هستند که جنبه عاطفی و پر سوز و گداز سخنرانی و مداحی عده‌ای تأمین شود و زنان دوم، همان زنان حقیقی کربلا هستند که امام موسی صدر به خوبی آنها را توصیف کرده می‌گوید:

«امام حسین این مرحله را پشت سر گذاشت و به سراغ مرحلـۀ دشوار‌تر رفت. مرحله دشوار‌تر مرحلۀ حضور زنان بود. اگر امام حسین فردی عادی بود حتماً به چنین سرنوشتی اعتراض می‌کرد. همراه امام حسین ده‌ها زن آمده‌اند که همۀ مردان آنان کشته خواهند شد و در دستان دشمن گرفتار خواهند آمد و دشمن بدون هیچ رحم و دلسوزی به آنان حمله خواهد کرد.

آیا این زنان برای رویارویی با جنگ آمادگی دارند؟ یا اینکه فرار می‌‌کنند و می‌‌گریند و تسلیم می‌‌شوند و زاری سر می‌‌دهند و جزع و فزع می‌کنند و در نتیجه، از ارزش نهضت حسینی می‌‌کاهند؟

 امام حسین می‌‌خواهد همان‌گونه که مردانش استوار و سربلند و قهرمانانه ایستادند، زنان او و زنان اصحابش نیز با سرفرازی و افتخار و مردانگی بایستند و سر فرود نیاورند و زاری نکنند و تسلیم نشوند. همان‌طور که گفتم امام حسین می‌‌خواهد حال که ناگزیر کشته می‌‌شود، این نبرد، نبرد کیفی و معنوی باشد و دلاوری و جان‌فشانی و اقتدار و شجاعت در همۀ ابعاد آن آشکار باشد تا کمبود عددی و کمّی را جبران کند و در تاریخ جاودانه بماند و عواطف مردم را تکان دهد و احترام و شگفتی آنان را برانگیزد.

برادران عزیز، رسالت مرد بدون مشارکت زن به انجام نمی‌‌رسد و نمی‌‌تواند موفقیت‌آمیز باشد. هیچ مرد باعظمتی در دنیا نیست مگر آنکه پشت او زنی ایستاده باشد. اگر زن تربیت نشود، جامعه نمی‌‌تواند به موفقیت برسد. همان‌طور که تربیت پسران بر ما واجب است، دختران را نیز باید تربیت کرد. چه عاملی از زینب، این موجود اسطوره‌ای و قهرمان را ساخت و سبب شد او بتواند این مصیبت‌‌ها و سختی‌‌ها را تحمل کند؟ چه عاملی سبب شد زینب چنین قهرمانی‌هایی بیافریند؟ غیر از ایمان به خدا چه عاملی وجود دارد؟ چه عامل عقلانی و منطقی می‌‌توان پیدا کرد؟ آیا زینب از کمک قبیلۀ خود برخوردار بود؟ آیا لشکر داشت؟ آیا ثروت داشت؟ او جز ایمان به خدا چه چیزی داشت که به او کمک کند و چنین برخوردهای قهرمانانه‌ای از خود نشان دهد؟

 وقتی به ایمان زینب می‌‌نگریم، درمی‌یابیم ایـن انسـانی کـه در برابر یزید ایستاد و گفت: «اگر‌چه پیشامدهای ناگوار مرا به سخن گفتن با تو کشانده، من تو را کوچک و بی‌ارزش می‌‌شمارم.» چنین انسانی شاخه‌ای از شاخه‌های درخت ایمان است. او با خدایی در ارتباط است که «وَ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ السَّمَاوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ.» درست است که زینب نه قبیله دارد، نه ثروت و نه لشکر، ولی با خدایی که بزرگ‌تر از آن است که وصف شود، با خدایی که بزرگ‌تر از یزید و قبیلۀ یزید و ثروت یزید و لشکر یزید است، در ارتباط است.

 زینب چنین احساسی داشت و، از این رو، خود را بالا‌تر از یزید و بالا‌تر از آنکه با یزید هم‌سخن شود می‌‌دید. اگر ما بتوانیم در زنانمان این نوع ایمان و این نوع قدرت روحی را پدید آوریم، می‌توانیم از آنان قهرمان بسازیم.

 ما در نبرد بزرگ و سرنوشت‌ساز خود و در مبـارزات حیــاتی شخصی یا عمومی، نیازمند آنیم که زنانی قهرمان بسازیم تا در خانه‌‌ها به تربیت فرزندان بپردازند و اگر جنگی رخ داد، گریه و زاری نکنند. ما به چنین زنانی نیاز داریم. بنابراین، در این نبرد‌ها چاره‌ای نداریم جز اینکه روح ایمان را در درون خود و زنان‌مان تقویت کنیم. تقویت ایمان نیز تنها از راه آگاه‌سازی و انجام اعمال دینی امکان‌پذیر است.

 زینب‌ (س) تکمیل‌کنندۀ نهضت و قیام امام حسین بود. به‌طور کلی در اسلام، زن تکمیل‌کنندۀ حرکت و رسالت مرد است. از خداوند می‌‌خواهیم که بتوانیم از این ماه پربرکت استفاده کنیم و فکر می‌کنم عاشورا و عزاداری بر امام حسین و حضرت زینب بهترین فرصت برای تلاش و یا دست‌کم شروع تلاش برای تربیت مردان و زنان است.

دانلود فایل صوتی

  • هیچ نظری یافت نشد
افزودن نظر