معرفت امام لازمه همراهی با نبی مکرم اسلام و شفاعت در عوالم بعد

آیت الله سید محمدمهدی میرباقری

نبی مکرم اسلام، جامع جمیع مقامات انبیاء

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. و اللعن علی اعدائهم اجمعین. حدیث نورانی «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِيَّهً»(1) را فریقین از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند و شاید در حد تواتر هم باشد. این حدیث مضمون بسیار کوتاهی دارد ولی معارف بلندی در آن هست. معنای حدیث این است که هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به موت جاهلیت مرده است. چند نکته را ذیل این حدیث ذکر می کنیم.

دینی که وجود مقدس نبی اکرم برای ما آوردند و به شفاعت حضرت در اختیار ما قرار گرفته است جامع ادیان الهی می باشد. یعنی آنچه که همه صد و بیست و چهار هزار پیغمبر الهی داشتند این وجود مقدس یک جا دارد. چون خدای متعال اسرار و حقایق را به بندگانش می دهد و در اختیار همه نیست. انبیاء الهی در طول تاریخ عبادت و بندگی کردند و حقایق در اختیارشان قرار گرفت و واسطه بین خدا و بندگان شدند. آن چه که خدا به حضرت داده است جامع همه آن چیزی است که به صد و بیست و چهار هزار پیغمبر دادهاست. این، حداقل حرفی است که می توان زد. بالاتر از این سخن، باید گفت که آن چه خدای متعال به همه انبیاء داده است مرتبه نازله آن چیزی است که به حضرت عطا شده است و در حقیقت نبی اکرم واسطه بین انبیاء و خدای متعال هستند. ایشان است که مبعوث به انبیاء بودند و در عالم ارواح، معلم آنان تلقی می شدند.

اهمیتِ تولّی انسانِ كامل معصوم

انسان كامل و امام معصوم همانند سید الشهداء (علیه‌‌‌السلام) واسطة العقد و بیت الغزل سلسلهٴ انسانیت است كه كیفیت تذكیهٴ عقلِ بشر و نحوهٴ تزكیه روح انسان و روش تضحیهٴ نفس آدمی را بهتر از دیگران آگاه است. لذا مقدار حق جامعهٴ بشری و اندازهٴ تكلیف او را تفكیك كرده، همهٴ اصول و احكام آن را از رهگذر عقل و نقل مستحضر و در ابلاغ و اجرای آن امین است. بنابراین، تأسّی به آن حضرت مایهٴ جذب كمال و پایهٴ رفع نقص است. از این‌‌‌جا اهمیتِ تولّی انسانِ كامل معصوم و تبرّی از مخالفان و محاربان وی معلوم خواهد شد.

آیت الله جوادی آملی

سروش هدایت، ج1ص236

از این عالم فقط، تو را دارم

به گوش ‌آید صدایی، که عطرش آشناست
مرا می‌برد به جایی، که نامش کربلاست
نسیم موی او، دلم را برد
شبی تا کوی او، دلم را برد
حسین، مرا صداکن مرا صداکن
اگر، چه بدترینم تو بهترینی
حسین، چگونه باید تو را ببینم
اگر، دگر نخواهی مرا ببینی
حسین، حسین
به غیر از ‌کوی تو، کجا دارم؟
از این عالم فقط، تو را دارم