می‌روم کربلا خدا را شکر

گر چه باور نمی کنم اما ، می روم کربلا خدا را شکر
مردم ! آقای مهربانم باز ، راه داده مرا خدا را شکر
کربلایی و مبتلا داری ، شهر عشقی برو بیا داری
بر سر قدس و کعبه جا داری ، با دو گنبد طلا خدا را شکر
رازهایی‌ست پشت ماتم تو ، چه سُروری است آخر غم تو
شال مشکی چه رو سفیدم کرد در دل این عزا خدا را شکر
گر چه دنیا چنین پر آشوب است ، در کنار تو جای ما خوب است
گوشه‌ی کشتی حسینیم و گوشه‌ی چشم ناخدا را شکر
این که دل بی قرار عباس است ، کار دل نیست کار عباس است
آن که پروردگار عباس است اوست تنها خدا ، خدا را شکر
بغض ها کینه ها عداوت ها، غصه ها ترس ها حسادت ها
فقط اینجا میان هیئت ها، کرده ما را رها ، خدا را شکر
درد ما چیست ؟ عاشقی ، مستی ، ای که درمان دردها هستی !
این که لطفت نکرده تا حالا درد ما را دوا خدا را شکر

شاعر: قاسم صرافان

دانلود فایل صوتی

هر شب هنوز هم همه جا گریه می کند

هر شب هنوز هم همه جا گریه می کند
با سنگهای غار حرا گریه می کند
عالم هنوز شعب ابی طالب است و او
بر تشنگان کرببلا گریه می کند
ماهی که گام زد شب معراج بر فلک
بر پایکوب نعل بلا گریه می کند
برخاک و خون فتاده علی اکبر حسین
یا مصطفی است بر شهدا گریه می کند
هستی همیشه شام غریبان و چشم یار
دیده است خار رفته به پا گریه می کند
آری عزا عزای حسین است و مصطفی
در کنج خیمه های عزا گریه می کند
ذبح عظیم احمدی آه ای شهید و او
تا صبح انتقام شما گریه می کند

شاعر: علی محمد مودب

دانلود فایل صوتی

جلسه درس اخلاق (1397/09/08)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيما بقية الله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

بحث‌هاي روز پنج‌شنبه درباره نهج البلاغه بود. اين کتاب نوراني 241 خطبه و 79 نامه و 473 کلمه حکيمانه دارد. در طي اين چندين سال خطبه‌هاي نوراني آن حضرت و نامه‌هاي پربرکت آن حضرت بحث شد. کلمات نوراني آن حضرت به شماره 42 رسيد که 41 کلمه از اين 473 کلمه بحث شد.

کلمه چهل و دوم اين است: «وَ قَالَ ع لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ فِي عِلَّةٍ اعْتَلَّهَا جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ‏] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِي الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَيْدِي وَ الْأَقْدَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّيَّةِ وَ السَّرِيرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ». اين کلمه نوراني 42 درباره بيماري که بعضي از اصحابش مبتلا شدند حضرت آن را تحليل کرد. فرمود بيماري کار نيست که خدا اجر بدهد. بيماري يک رخداد آزموني است که ذات اقدس الهي انسان را مي‌آزمايد. اگر کسي در اين آزمون سرفراز به درآمد و خدا را شاکر بود، صابر بود، اجر مي‌برد و اگر شاکر و صابر نبود، از نظر زبان سخني نگفت، از نظر قلب کاري نکرد، همه اين امور را به حسب ظاهر تحمّل کرد، باز فضل الهي شامل حالش مي‌شود، برخي از سيّئات او را مي‌بخشد.