مجلس تنهایی (5)

مجلس تنهایی

فاطمه شهیدی

 

majles5مجلس پنجم ....
"مردی كه اسم خوبی داشت1"
سر اسب را كه كج كرده بود و بی صدا از فاصله دو سپاه گذشته بود،
فكر كرده بود كه خیلی خوب اگر پیش برود می بخشندنش و می گذارند با بقیه هفتاد و دو نفر بجنگد ... وقتی هم می گفتند:"خوش آمدی! پیاده شو، بیا نزدیك!"
نتوانست. یاد این افتاد كه آب را خودش سه روز پیش، رویشان بسته.
گفت: "سواره می مانم تا كشته شوم".
می خواست چشم تو چشم نشوند.
اصلا حساب این را نكرده بود كه بیایند سرش را بگیرند روی زانو، خون های روی پیشانی اش را پاك كنند. باز دلشان راضی نشد.دستمال خودشان را ببندند دور سرش. در خواب هم نمی دید بهش بگویند:
"آزاد مرد، مادرت چه اسم خوبی رویت گذاشته است".
---------------------------------------------------------
1.حر ابن یزید ریاحی

امام حسین(ع)، مصلح غیور و انسان ضدّ غرور5

امام حسین(ع)، مصلح غیور و انسان ضدّ غرور

آیت‌الله مجتبی تهرانی

جلسه پنجم

 

در مکتب الهی، هدف وسیله را توجیه نمی‏کند ..
من اینجا به نکته ‏ای اشاره کنم که جلسه گذشته هم این را نگفتم. گاهی یک چیزهایی به گوش‏ هایتان حتماً خورده است؛ خصوصاً آنهایی که اهل آن هستند، شنیده‏ اند که می‏گویند «هدف وسیله را توجیه می‏کند». اصلاً و ابداً در مکتب الهی یک چنین مطلبی نیست که نیست که نیست. هدف وسیله را توجیه نمی‏کند. هدف الهی با ابزار شیطانی تحقّق پیدا نمی‏کند. اینکه امام حسین علیه‏ السلام ابزارهای شیطانی تهدید و تطمیع و تحمیق را به کار نگرفت، به همین جهت بود. چون دو نشئه دنیا و آخرت در نظر حضرت بود. لذا این حرف درست نیست؛ اتّفاقاً عکس است. یعنی این ابزار باید فدا و رها شود تا به هدف الهی برسی. این همان چیزی است که جلسه گذشته گفتیم و صراحت آیه شریفه همین بود.
جان و مالت را فدای دین کن ..!
حالا من برای ادامه بحثم یکی دو روایت در ارتباط با این ابزاری که در دنیا در اختیار ما هست و اهدافی که هست را می ‏خوانم. یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله ‏علیه ‏و آله ‏و سلّم) و یک روایت از علی(علیه‏ السلام) است. روایت اول از پیغمبر اکرم است که این روایت را هم مرحوم کلینی نقل می‏ کند، هم شیخ صدوق نقل می‏ کند، هم شیخ طوسی نقل می‏ کند. سندی را که کلینی نقل می ‏کند، سند معتبری است. روایت هم از امام صادق‏(علیه‏ السلام)نقل شده، هم از امام باقر (علیه‏ السلام)نقل شده است. روایت معروفی هم هست که من یک سال در ماه مبارک رمضان، شاید تمام ماه مبارک را راجع به این روایت بحث کردم.

بسمه تعالی سر

بسمه تعالی سر

شعرخوانی حمیدرضا برقعی

دانلود
با تشکر از آقای عمران طالع زاده به خاطر پیشنهاد ویدئو

فتح خون5

فتح خون

سید مرتضی آوینی

فصل پنجم: کربلا

امام ایستاد و خطبه‌ای كربلایـی خواند: «اما بعد... می‌بینید كه كار دنیا به كجا كشیده است! جهان تغییر یافته، منكَر روی كرده است و معروف چهره پوشانده و از آن جز ته‌مانده ظرفی، خرده نانی و یا چراگاهی كم‌مایه باقی نمانده است.» «زنهــار! آیا نمی‌بینید حق را كه بدان عمل نمی‌شود و باطل را كه از آن نهی نمی‌گردد تا مؤمن به لقای خدا مشتاق شود؟ پس اگر این‌چنین است، من در مرگ جز سعادت نمی‌بینم و در زندگی با ظالمان جز ملالت. مردم بندگان حلقه به گوش دنیا هستند و دین جز بر زبان‌شان نیست؛ آن را تا آن‌جا پاس می-دارند كه معایش ایشان از قِبَل آن می‌رسد، اگرنه، چون به بلا امتحان شوند، چه كم هستند دین‌داران.»
راوی
آه از رنجی كه در این گفته نهفته است! و اما سرّالاسرار این خطبه در این عبارت است كه «لِیَرغَبَ المؤمن فی لقاء رَبِّه ـ تا مؤمن به لقای خدا مشتاق شود.‌» یعنی دهر بر مراد سفلگان می‌چرخد تا تو در كشاكش بلا امتحان شوی و این ابتلائات نیز پیوسته می‌رسد تا رغبت تو در لقای خدا افزون شود... پس ای دل، شتاب كن تا خود را به كربلا برسانیم! می‌گویی: مگر سر امام عشق را بر نیزه ندیده‌ای و مگر بوی خون را نمی‌شنوی؟ كار از كار گذشته است. قرن‌هاست كه كار از كار گذشته است... اما ای دل، نیك بنگر كه زبان رمز، چه رازی را با تو باز می‌گوید: ‌كلّ ارض كربلا و كلّ يوم عاشورا. يعني اگر چه قبله در كعبه است، اما فَاَينَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللهِ 1.

خوشا از دل نم اشکی فشاندن

خوشا از دل نم اشکی فشاندن
زنده یاد قیصر امین پور


خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن

خوشا زان عشقبازان ياد کردن
زبان را زخمه فرياد کردن

خوشا از نی خوشا از سر سرودن
خوشا نی نامه ای ديگر سرودن

نوای نی نوايی آتشين است
بگو از سر بگيرد، دلنشين است

نوای نی نوای بی نوايی است
هوای ناله هايش، نينوايی است

نوای نی دوای هر دل تنگ
شفای خواب گُل، بيماری سنگ