امام حسین(ع)-مناجات و مصائب

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب
قاسم صرافان

زندگی چیز دیگری شده است، تا به نامت رسیده ایم حسین!
عشق سوغاتِ کربلاست اگر مزه اش را چشیده ایم حسین!

هر دلی را به دلبری دادند، هر سری را به سَروری دادند
ما که هر وقت گفته ایم خدا، از خدایت شنیده ایم: حسین!

از خدایت شنیده ایم که گفت: نقش ها ما کشیده ایم اما
اَحسنُ الخالِقین از آن روییم که تو را آفریده ایم حسین!

زینت شانه های پیغمبر! تا شنیدیم ساعت آخر:
دل چگونه بریدی از اکبر، دل از عالم بریده ایم حسین!

این عَلَم ها و این علامت ها این چنین بی دلیل خم نشدند
همه ی ما شریک غم های خواهری قد خمیده ایم حسین!

تن بی دست مانده ی سقا دیده ای، وای از دلت آقا!
در عوض ما کنار هر آبی عکس دستی کشیده ایم حسین!

بین شرم نگاه عباس و آن دل نازک شما چه گذشت؟
از حرم تا حرم نفهمیدیم ما که هر چه دویده ایم حسین!

روضه های مدینه می خوانیم اول کربلا و می دانیم
از دعاهای مادرت بوده که به این جا رسیده ایم حسین!

شاعری با نگاه پاییزی به دو چشم بهاری ام خندید
چه بگویم که اشک ما از چیست؟ چه بگویم چه دیده ایم حسین!

مجلس تنهایی (6)

مجلس تنهایی

فاطمه شهیدی

 


majles6مجلس ششم ...
مردی كه دست هایش را باز كرد1 ...
امام تازه تكبیر گفته بودند كه تیر به پاهای سعید خورد.
ایستاده بود پیش رو و دست ها را دو طرف تن باز كرده بود.
"به خدا قسم اگر بگذارم به حسین در نماز تیر بزنید."
حمد می خواندند كه تیر به شكمش خورد.
ركوع رفته بودند كه دست هایش،
سجده رفته بودند كه سینه اش،
سجده دوم بود كه دست دیگرش،
تشهد می خواندند كه چشم هایش،
سلام می دادند كه فرو افتاد....
---------------------------------------------------------
1. سعید ابن عبدالله الحنفی

 


فتح خون6

فتح خون

سید مرتضی آوینی

فصل ششم: ناشئه الیل

 راوی
اینك زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است و خورشید از امام اذن گرفته كه غروب كند. دیگر تا آن نبأ عظیم، اندك فاصله‌ای بیش نمانده است و زمین و آسمان در انتظارند. فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه‌تر و امام از هر دو تشنه‌تر. فرات تشنه مشك‌های اهل حرم است و بیابان تشنه خون امام و امام از هر دو تشنه‌تر است؛ اما نه آن تشنگی كه با آب سیراب شود... او سرچشمه تشنگی است، و می‌دانی، رازها را همه، در خزانه مكتومی نهاده‌‌اند كه جز با مفتـاح تشنگی گشوده نمی‌شود. امام سرچشمه راز است و بیابان طف، عرصه‌ای كه مكنونات حجاب تكوین را بی‌پرده می‌نماید. مگر نه این‌كه این‌جا را عالم شهادت می‌نامند؟ و مگر از این فاش‌تر هم می‌توان گفت؟
غروب تاسوعا نزدیك است و امام بر مدخل سراپرده راز، تكیه بر شمشیر زده و در ملكوت می‌نگرد. عمرسعد فرمان داده است: «یاخیل الله بر مركب‌ها سوار شوید؛ بشارت باد شما را به بهشت!...» و آن گم‌گشتگان برهوت وهم، سپاه شیطان، بر اسب‌ها نشسته‌اند تا به اردوی آل الله حمله برند، و هیاهوی آنان بادیه را سراسر از هول آكنده است. زینب كبری خود را به خیمه امام رساند و او را دید بر در خیمه، تكیه بر شمشیر زده ، چشم بر هم نهاده است. رسول الله آمده بود تا او را بشارت دیدار دهد. امام سر برداشت و به گنجینه دار عالم رنج نگریست: «رسول الله صلی الله علیه و آله را به خواب دیدم كه می‌گفت: زود است كه به ما الحاق خواهی یافت.»... و طور قلب زینب از این تجلی در خود فرو ریخت.

مرحوم کوثری

مداحی

مرحوم کوثری

دانلود

امام حسین(ع)، مصلح غیور و انسان ضدّ غرور6

امام حسین(ع)، مصلح غیور و انسان ضدّ غرور

آیت‌الله مجتبی تهرانی

جلسه ششم

بقای اسلام؛ هدف اصلی قیام امام حسین ‏علیه ‏السلام..
سال ‏های گذشته من راجع به هدف از قیام امام حسین این را عرض کرده بودم که هدف حضرت «بقای اسلام» بود. چون ایشان می‏ دید که اگر این حکومت ادامه پیدا کند، دیگر از اسلام هیچ‏ چیز باقی نخواهد ماند. این حرف را ایشان همان روز اول فرمود. بعد از مرگ معاویه همان شب اوّل که ولید بن ‏عتبه استاندار مدینه حضرت را خواست و آن حرف‏ ها را زد و پیشنهاد بیعت کرد، فردای همان روز، یعنی شاید بیست ‏و چهار ساعت هم نگذشته بود که حضرت به مروان بن‏ حکم برخورد کرد؛ او آمد حضرت را نصیحت کرد و گفت بیا بیعت کن! حضرت این‏ طور جوابش را داد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيد».[2] معلوم شد دیگر که هدف حضرت چیست؛ یعنی اگر من با این بیعت کنم، باید فاتحه اسلام را خواند.
پس هدف حضرت «بقای اسلام» بود. لذا اگر خاطرتان باشد، سال گذشته من ابتدای هر جلسه این جمله را می‏گفتم: «إنَّ الإسلامَ بَدؤُهُ مُحَمَّدیٌّ وَ بَقَاؤُهُ حُسَینیٌّ».[3] یعنی اصلاً بقای اسلام به همین حرکت امام حسین بود. البته حضرت به هدفش هم رسید. امام حسین هدفش همین بود که اسلام باقی بماند؛ هدفش این نبود که برود جای یزید بنشیند. اینها همه را قبلاً توضیح داده‏ام. امّا بعضی‏ ها اشتباه می‏ کنند‏. از نظر ظاهری هم سرانجام این حرکت را می ‏دانست و همه ماجرا را هم قبلاً به او اِخبار کرده بودند. خودش هم تمام خصوصیات ظاهری حرکت را به دیگران می ‏گفت.