آری همین امروز و فردا باز می گردیم

آری همین امروز و فردا باز می گردیم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

آری همین امروز و فردا باز می گردیم
ما اهل آنجاییم، از اینجا باز می گردیم
با پای خود سر در نیاوردیم از این اطراف
با پای خود یک روز اما باز می گردیم
چون ابرها صحرا به صحرا برد ما را باد
چون رودها صحرا به صحرا باز میگردیم
این زندگی مکثی ست مابین دو تا سجده
استغفراللهی بگو، ما باز می گردیم
بین جماعت هم نماز ما فرادا بود
عمری ست تنهاییم و تنها باز می گردیم (*)‏
ما عاقبت "انا الیه راجعون" بر لب
از کوچه بن بست دنیا باز می گردیم
‎--------------------------------------------------‎
‏(*) و لقد جئتمونا فرادا کما خلقناکم اول مره (همانا تنها به سوی ما آمدید، آن سان که در آغاز آفریدیمتان) - انعام/۹۴‏

شاعر: محمد مهدی سیار

آری همین امروز و فردا باز می گردیم (مناجات با خدا)
حاج میثم مطیعی

مناجات متوسلین

مناجات متوسلین


بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى لَيْسَ لى وَسيلَةٌ اِلَيْكَ اِلاّ عَواطِفُ رَاْفَتِكَ وَلا لى ذَريعَةٌ

خدايا وسيله اى به درگاهت ندارم جز عواطف مهرت و به سويت دست آويزى ندارم

اِلَيْكَ اِلاّ عَوارِفُ رَحْمَتِكَ وَشَفاعَةُ نَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَمُنْقِذِ الاُْمَّةِ

جز آنچه معروف است از رحمتت و شفاعت پيامبرت. پيامبر رحمت و نجات ده امت را

مِنَ الْغُمَّةِ فَاجْعَلْهُما لى سَبَباً اِلى نَيْلِ غُفْرانِكَ وَصَيِّرْهُما لى وُصْلَةً

از غم و اندوه. پس اى خدا همان دو را وسيله رسيدنم به آمرزشت قرار ده و سببى براى رسيدنم

اِلىَ الْفَوْزِ بِرِضْوانِكَ وَقَدْ حَلَّ رَجاَّئى بِحَرَمِ كَرَمِكَ وَحَطَّ طَمَعى

به سعادت خوشنوديت گردان زيرا كه بار اميدم در حريم كرمت فرود آمده و مركب طمعم به

بِفِناَّءِ جُودِكَ فَحَقِّقْ فيكَ اَمَلى وَاخْتِمْ بِالْخَيْرِ عَمَلى وَاجْعَلْنى مِنْ

آستانه جود تو زانو زده. پس اى خدا به آرزوى من جامه عمل پوشان و پايان كارم را بخير گردان و

صَفْوَتِكَ الَّذينَ اَحْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَةَ جنَّتِكَ وَبوَّاءْتَهُمْ دارَ كَرامَتِكَ

در زمره آن دسته از برگزيدگانت قرارم ده كه در وسط بهشتت فرودشان آوردى و در خانه بزرگوارى خويش جاشان دادى

وَاَقْرَرْتَ اَعْيُنَهُمْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ يَوْمَ لِقاَّئِكَ وَاَوْرَثْتَهُمْ مَنازِلَ الصِّدْقِ

و ديده آنها را در روز ديدار به همان نظر كردنشان بسويت روشن كردى و جايگاههاى راستى را در جوار خويش بديشان

فى جِوارِكَ يا مَنْ لا يَفِدُ الْوافِدُونَ عَلى اَكْرَمَ مِنْهُ وَلا يَجِدُ

سپردى. اى كه واردين بر كريمتر از او وارد نشوند و قاصدان

الْقاصِدُونَ اَرْحَمَ مِنْهُ يا خَيْرَ مَنْ خَلا بِهِ وَحيدٌ وَيا اَعْطَفَ مَنْ اَوى

مهربانتر از او نيابند. اى بهترين كسى كه شخص در تنهايى با او خلوت كند و اى مهربانترين كسى كه شخص آواره

اِلَيْهِ طَريدٌ اِلى سَعَةِ عَفْوِكَ مَدَدْتُ يَدى وَبِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ كَفّى

به درگاهش جا و مسكن گيرد به سوى عفو وسيعت دست (نياز) دراز كرده و به ذيل كرم تو چنگ (حاجت) انداخته ام

فَلا تُولِنِى الْحِرْمانَ وَلا تُبْلِنى بِالْخَيْبَةِ وَالْخُسْرانِ يا سَميعَ الدُّعاَّءِ

پس مرا محروم برمگردان و به زيان و خسران دچارم مساز اى شنواى دعا.

مناجات متوسلین با نوای حاج میثم مطیعی

تقسیم بندی سه گانه بر اساس همراهی با رسول خدا و نقد شدن امکانات با ولایت ایشان

تقسیم بندی سه گانه بر اساس همراهی با رسول خدا و نقد شدن امکانات با ولایت ایشان

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري محرم الحرام 1393

 ...در ترجمه و تفسیر سوره مبارکه بلد، به تفسیری مطابق با نظر مرحوم علامه طباطبایی(ره) پرداخته شد. در این جلسه نیز به به احتمال دوم در ترجمه و تفسیر این سوره می پردازیم.
اشاره به معنای دیگری از قسم های سوره بلد
در آیات ابتدایی که قسم ها بود و فرموده بود: «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» در این معنا برخلاف معنای قبل، لا در آن نافیه گرفته شده است و حل نیز به معنای «مُستَحل» (یعنی کسی که خونش حلال گرفته شده) معنا شده است لذا معنای ایه اول و دوم این خواهد بود که من بر این شهر قسم «نمی خورم» در حالی که خون تو در این شهر حلال شمرده شده است. یعنی خداوند برخلاف اینکه در سوره تین به شهر مکه بخاطر «بلد امین» بودن آن قسم می خورد، در این سوره نفی قسم به شهر مکه می کند چرا که حرمت پیامبر در آن رعایت نشده است.
نظیر این نگاه در روایات نیز دیده می شود. گاهی در معرفی کعبه گفته شده است که حرمات الهی چند چیز هستند که یکی از آنها کعبه است اما گاهی نیز گفته شده است که مردم مکلف شده اند که دور این سنگها و احجار طواف کنند که بعد از آن با ما بیعت کنند. جمع بین این دو دسته روایات این است که اگر کعبه بدون امام دیده شود، واقعا احجار است اما اگر آن را محیطی متعلق به امام ملاحظه شود و طواف آن مناسکی برای تولی به امام دیده شود، آنگاه محترم می شود.