صلوات بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در نقل شیخ طوسی

صلوات بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در نقل شیخ طوسی

منبع: مصباح المتهجد شیخ طوسی، ج‏1، ص 401

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبيبَةِ حَبيبِكَ وَنَبِيِّكَ وَا ُمِّ اَحِبّآئِكَ وَاَصْفِيآئِكَ
خدايا درود فرست بر صديقه (طاهره ) فاطمه آن بانوى پاكيزه محبوب دوست و پيامبرت و مادر دوستان و برگزيدگانت

الَّتِى انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِسآءِالْعالَمينَ
آن بانويى كه او را برگزيدى و فضيلت و برتريش دادى بر زنان جهانيان

اَللّهُمَّ كُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها
خدايا تو انتقامش را بگير از كسانى كه به او ستم كردند و حرمتش را سبك شمردند

وَكُنِ الثّائِرَ اَللّهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها اَللّهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى وَحَليلَةَ صاحِبِ اللِّوآءِ وَالْكَريمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَْعْلى
و تو اى خدا خونخواهى فرزندانش را بكن خدايا همچنانكه او را بدين مقام رساندى كه مادر امامان راهنما و همسر پرچمدار ‏محشر و گرامى در عالم بالا قرارش دادى

فَصَلِّ عَلَيْها وَعَلى اُمِّها صَلوةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ اَبيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
پس درود فرست بر او و بر مادرش (خديجه ) درودى كه گرامى دارى بدان آبروى پدرش محمد صلى الله عليه و آله را

وَتُقِرُّ بِها اَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها وَاَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ
و روشن گردانى بدان ديده فرزندانش را و برسان بديشان از من در اين ساعت بهترين تحيت و سلام را.

مناجات مفتقرین (نیازمندان به درگاه خدا)

مناجات مفتقرین (نیازمندان به درگاه خدا)


بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنام خداى بخشاينده مهربان

إِلَهِي كَسْرِي لايَجْبُرُهُ إِلا لُطْفُكَ وَ حَنَانُكَ وَ فَقْرِي لايُغْنِيهِ إِلا عَطْفُكَ وَ إِحْسَانُكَ وَ رَوْعَتِي لايُسَكِّنُهَا إِلا أَمَانُكَ وَ ذِلَّتِي لايُعِزُّهَا إِلا سُلْطَانُكَ وَ أُمْنِيَّتِي لا يُبَلِّغُنِيهَا إِلا
فَضْلُكَ وَ خَلَّتِي لا يَسُدُّهَا إِلا طَوْلُكَ وَ حَاجَتِي لا يَقْضِيهَا غَيْرُكَ وَ كَرْبِي لا يُفَرِّجُهُ سِوَى رَحْمَتِكَ وَ ضُرِّي لا يَكْشِفُهُ غَيْرُ رَأْفَتِكَ وَ غُلَّتِي لا يُبَرِّدُهَا إِلا وَصْلُكَ وَ لَوْعَتِي
لا يُطْفِيهَا إِلا لِقَاؤُكَ وَ شَوْقِي إِلَيْكَ لا يَبُلُّهُ إِلا النَّظَرُ إِلَى وَجْهِكَ وَ قَرَارِي لا يَقِرُّ دُونَ دُنُوِّي مِنْكَ،

خدايا شكستگى ‏ام را جز لطف و محبتت جبران نكنند، و تهيدستى‏ ام را بى ‏نيازى نرساند جز مهر و احسانت، و هراسم را جز امان تو آرام ننمايد، و خوارى‏ ام را جز توانايى‏ ات به عزّت تبديل نكند، و مرا جز فضلت به آرزويم نرساند و شكاف فقرم را جز احسان تو پر نكند،و حاجتم را كسى جز تو بر نياورد، و غمزدگى‏ ام را جز رحمتت برطرف ننمايد و بدحالى ‏ام را جز مهرت نگشايد و سوز سينه‏ ام را جز وصل تو خنك نكند و آتش درونم را جز ديدارت خاموش نگرداند و بر حرارت شوقم به تو جز نگاه به جمالت آب نريزد، و آرامشم بدون نزديك شدن به حضرتت برقرار نشود


وَ لَهْفَتِي لا يَرُدُّهَا إِلا رَوْحُكَ وَ سُقْمِي لا يَشْفِيهِ إِلا طِبُّكَ وَ غَمِّي لا يُزِيلُهُ إِلا قُرْبُكَ وَ جُرْحِي لا يُبْرِئُهُ إِلا صَفْحُكَ وَ رَيْنُ قَلْبِي لا يَجْلُوهُ إِلا عَفْوُكَ وَ وَسْوَاسُ صَدْرِي
لا يُزِيحُهُ إِلا أَمْرُكَ فَيَا مُنْتَهَى أَمَلِ الْآمِلِينَ وَ يَا غَايَةَ سُؤْلِ السَّائِلِينَ وَ يَا أَقْصَى طَلِبَةِ الطَّالِبِينَ وَ يَا أَعْلَى رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ وَ يَا وَلِيَّ الصَّالِحِينَ وَ يَا أَمَانَ الْخَائِفِينَ
وَ يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ وَ يَاذُخْرَ الْمُعْدِمِينَ وَ يَا كَنْزَ الْبَائِسِينَ وَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ،

و حسرتم را جز نسيم رحمتت برنگرداند، و بيمارى ‏ام را جز درمانت‏ شفا ندهند و غمم را جز مقام قربت برطرف نسازد، و زخمم را جز چشم ‏پوشى ‏ات التيام ندهد،و آلودگى دلم را جز گذشت‏ تو نزدايد، و وسواس سينه‏ ام را جز فرمانت از ميان نبرد، اى نهايت آرزوى آرزومندان، اى‏ غايت خواهش خواهندگان، اى دورترين مطلوب جويندگان، اى والاترين رغبت راغبان، اى سرپرست‏ شايستگان، اى امان ترسيدگان، اى اجابت كننده دعاى بيچارگان، اى ذخيره ناداران، اى گنج بينوايان، اى فريادرس دادخواهان،

وَ يَا قَاضِيَ حَوَائِجِ الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ وَ يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ وَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ لَكَ تَخَضُّعِي وَ سُؤَالِي وَ إِلَيْكَ تَضَرُّعِي وَ ابْتِهَالِي أَسْأَلُكَ أَنْ تُنِيلَنِي مِنْ رَوْحِ رِضْوَانِكَ
وَ تُدِيمَ عَلَيَّ نِعَمَ امْتِنَانِكَ وَ هَا أَنَا بِبَابِ كَرَمِكَ وَاقِفٌ وَ لِنَفَحَاتِ بِرِّكَ مُتَعَرِّضٌ وَ بِحَبْلِكَ الشَّدِيدِ مُعْتَصِمٌ وَ بِعُرْوَتِكَ الْوُثْقَى مُتَمَسِّكٌ إِلَهِي ارْحَمْ عَبْدَكَ الذَّلِيلَ
ذَا اللِّسَانِ الْكَلِيلِ وَ الْعَمَلِ الْقَلِيلِ وَ امْنُنْ عَلَيْهِ بِطَوْلِكَ الْجَزِيلِ وَ اكْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّكَ الظَّلِيلِ يَا كَرِيمُ يَا جَمِيلُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .

اى برآورنده حاجات تهيدستان و بر خاك‏نشستگان، اى‏ كريم‏ترين كريمان، اى مهربان‏ترين مهربانان، فروتنى و خواهشم به پيشگاه توست، و زارى و ناله ‏ام به سوى‏ تو، از تو مى ‏خواهم مرا به نسيم خرسندى‏ ات برسانى، و نعمت هاى نيكويت را بر من تداوم بخشى، من اينك‏ بر در خانه كرمت ايستاده‏ ام، و در معرض نسيم هاى نيكى ‏ات قرار دارم، و به رشته محكمت چنگ زده‏ام و به دست‏ آويز استوارت دست آويختم، خدايا بر بنده خوارت كه زبانش گنگ و عملش اندك است رحم كن، و با احسان پيوسته و برجسته ‏ات بر او منّت گذار، و او را زير سايه بلندت حمايت فرما، اى گرامى، اى زيبا، اى مهربانترين‏ مهربانان.

 مناجات مفتقرین با نوای حاج میثم مطیعی

بررسی حروف مقطعه و ادبیات و حقائق قرآن / بررسی شرک بوسیله آیه نور

بررسی حروف مقطعه و ادبیات و حقائق قرآن / بررسی شرک بوسیله آیه نور

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري محرم الحرام 1392

  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، و صل الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین. «بسم الله الرحمن الرحیم، الر کتابٌ أحکمت آیاتُهُ، ثُمَّ فصّلت من لدن حکیم خبیر(1) اَلّا تعبدوا الّا الله إننی لکم منه نذیر و بشیر(2) وَ أن استَغفروا ربکم ثم توبوا الیه، یمتّعکم متاعاً حسنا الی اجلٍ مسمّی وَ یُوتِ کُلَّ ذی فضلٍ فضلَه وَ اِن تولَّوا فَإِنّی أَخاف علیکم عذابَ یومٍ کبیر(3) إِلىَ اللَّهِ مَرْجِعُكمُ وَ هُوَ عَلىَ كلُ شىَ ءٍ قَدِيرٌ(4)»
ائمه(ع) ظرف حقیقت قرآن
بعد از «بسم الله الرحمن الرحیم»، اولین آیه سوره هود با «الر» شروع می شود. «الر» جزء حروف مقطعه قرآن است. بزرگان فرموده اند که اینها رموزی است بین خدا و معصومین(ع). حقیقت علم قرآن مربوط به آن وجودهای مقدسی است که مخاطب به این خطاب هستند و حقیقت قرآن در قلب ایشان است. چون قرآن مرتبه نازله اش این الفاظ است. و این الفاظ از خدای متعال است. و حضرت در آنها دخالت ندارند. ایشان الفاظ را از حضرت حق تلقی کرده اند و به ما می رسانند. اما قرآن فقط این الفاظ نیست. قرآن یک حقیقتی است نورانی که از محضر خدای متعال تنزل پیدا کرده تا در قالب عربی آشکار و مبین به ما رسیده است و حضرت آن را به ما عطا کردند. مراتب این حقیقت نزد ما نیست. نزد معصومین(ع) است و به اندازه تقرب به معصومین(ع) و به اندازه ای که از حقیقت ولایت آنها و از علوم آنها به قلب کسی عطا بشود، به همان اندازه قرآن فهم می شود.
تقسیم بندی قرآن در روایتی از امیرالمومنین(ع)