ای جان عالمیان، جان جهان، چرا قدت خم شد

ای جان عالمیان، جان جهان، چرا قدت خم شد

ای جان عالمیان، جان جهان، چرا قدت خم شد
با داغت مثل حسین، مثل حسن، نصیب من غم شد
می روی تا تازه شود، داغ پیغمبر به دلم
زخم پهلویت به خدا می زند خنجر به دلم
دعا کنم داغت، بگیرد از من جان
که ماتم هجران، چنین شود درمان
کربلا یک طرف و داغ مادر یک طرف
نیزه ها یک طرف و ضربه در یک طرف
که زینبت مضطر بشود، هوایی مادر بشود
حسین تو تنهاست
سر حسینت بر سر نی تداعی محشر بشود
قیامتی بر پاست

دل تنگم زینب من، بر لب من، همیشه نام توست
تا داری صبر و شکیب، گرچه غریب ،جهان به کام توست
بعد از من زینب من، جان تو و جان برادرها
ترسم روزی بشود از سر کین، به نیزه ها سرها
خطبه خوان غربت من، از حسینت خطبه بخوان
از دل این آینه ها، گرد غفلت را بتکان
به قتلگه حتی کنار مولایی
جهان شود حیران از این شکیبایی
زینب ای کرب و بلا مانده با فریاد تو
آتش گیرد نفسی گر کند دل یاد تو
نبینمت حیران به خیام نپرسمت از روضه شام
عزیز من زینب
شده انیسم خونِ جگر، نمی برم یک لحظه دگر
نام تو را از لب

شاعر: میلاد عرفان پور
فایل صوتی (دکتر میثم مطیعی)

  • هیچ نظری یافت نشد
افزودن نظر