عاشقم با بی کسی سر می کنم این روزها

عاشقم با بی کسی سر می کنم این روزها

عاشقم با بی کسی سر می کنم این روزها
می نشینم یاد دلبر می کنم این روزها
دلبری نادیده دارم من که جان را چون اویس
با شمیم او معطر می کنم این روزها
یا دعای عهد می خوانم که محبوبش شوم
یا دعای ندبه از بر می کنم این روزها
خلق می گویند نزدیک است ایام ظهور
بی قرارم زود باور می کنم این روزها
چشمه های اشکم از فرط گنه خشکیده است
دیده را با اشک او تر می کنم این روزها
فاطمیه آمده یا منتقم مثل شما
خون به دل از بغض حیدر می کنم این روزها
در محل از کوچه های تنگ تا رد می شوم
گریه بر دیوار و بر در می کنم این روزها
هر کجا در کوچه می بینم دری را نیمه باز
یادی از پهلوی مادر می کنم این روزها
آشیانش را که سوزاندند زین پس بیشتر
مهربانی با کبوتر می کنم این روزها

شاعر: عباس احمدی

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی

ای جان عالمیان، جان جهان، چرا قدت خم شد

ای جان عالمیان، جان جهان، چرا قدت خم شد

ای جان عالمیان، جان جهان، چرا قدت خم شد
با داغت مثل حسین، مثل حسن، نصیب من غم شد
می روی تا تازه شود، داغ پیغمبر به دلم
زخم پهلویت به خدا می زند خنجر به دلم
دعا کنم داغت، بگیرد از من جان
که ماتم هجران، چنین شود درمان
کربلا یک طرف و داغ مادر یک طرف
نیزه ها یک طرف و ضربه در یک طرف
که زینبت مضطر بشود، هوایی مادر بشود
حسین تو تنهاست
سر حسینت بر سر نی تداعی محشر بشود
قیامتی بر پاست

دل تنگم زینب من، بر لب من، همیشه نام توست
تا داری صبر و شکیب، گرچه غریب ،جهان به کام توست
بعد از من زینب من، جان تو و جان برادرها
ترسم روزی بشود از سر کین، به نیزه ها سرها
خطبه خوان غربت من، از حسینت خطبه بخوان
از دل این آینه ها، گرد غفلت را بتکان
به قتلگه حتی کنار مولایی
جهان شود حیران از این شکیبایی
زینب ای کرب و بلا مانده با فریاد تو
آتش گیرد نفسی گر کند دل یاد تو
نبینمت حیران به خیام نپرسمت از روضه شام
عزیز من زینب
شده انیسم خونِ جگر، نمی برم یک لحظه دگر
نام تو را از لب

میلاد عرفان پور

فایل صوتی (دکتر میثم مطیعی)

نگاهي به سرگذشت زندگانی حضرت صديقه ی طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها (بخش دوم)

نگاهي به سرگذشت زندگاني حضرت صديقه ي طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها (بخش دوم)

حجت الاسلام و المسلمين جاودان

مدفن

پیامبر(ص) در مدینه

رسول خدا در روز دوشنبه هشتم یا دوازدهم(131) ربیع الاول نزدیک ظهر به حوالی شهر مدینه یعنی ده قبا رسید. پیامبر(ص) در قبا به خانه‌ی بزرگ قبیله‌ی بنی‌عمر‌بن‌عوف از اوس وارد شدند.(132) مدت توقف ایشان در قبا را چهارده یا پانزده روز گفته‌اند.(133) ایشان این مدت را در قبا ماند تا امیر‌المؤمنین علی علیه‌السلام، بعد از انجام مأموریت‌هایی که پیامبر(ص) به ایشان سپرده بود، همراه زنان خاندان نبوت از مکه هجرت کرده و به قبا برسند. بعد از اینکه امیر‌المؤمنین و همراهان به قبا رسیدند، و از خستگی راه آسودند، پیامبر اکرم(ص) با آنها به سوی مدینه حرکت نمودند. این حرکت روز جمعه بود، ظهر هنگام در محله‌ی طایفه‌‌ی سالم‌بن‌عوف نماز جمعه خواندند، و بعد از آن به سوی مدینه رفتند.(134)

بعد از ورود به این شهر، در هر محله به هر طائفه از طوائف دو قبیله‌ی اوس و خزرج می‌گذشت، ایشان را به منازل خودشان دعوت می‌کردند و عرضه می‌داشتند: "یا رسول الله، پیش ما فرود آی که هر مال که تو را باید و هر لشکر که تو را شاید، ما از بهر تو ترتیب کنیم، و شب و روز جمله‌ی قوم به خدمت تو بازداریم، و خود بایستیم و آنچه شرط خدمت است، بجای آوریم.پیامبر(ص) می‌فرمود: زمام شتر را رها کنید که وی را فرموده‌اند که کجا برود."(135)

شتر همچنین رفت تا آنکه در کنار زمینی که بعدها مسجد‌النبی در آن ساخته شد، بر زمین فرود آمد، و به جای دیگر نرفت. رسول خدا(ص) از شتر پیاده شده و فرمودند: اینجا منزل ما خواهد بود ان‌شاء‌الله. سپس تلاوت فرمود: «و قل رب أنزلنی منزلاً مبارکاً و أنت خیر‌المنزلین»(136)

بررسی ریشه های خوف و اضطراب در انسان؛ شرک و تعلق به اله متعدد

بررسی ریشه های خوف و اضطراب در انسان؛ شرک و تعلق به اله متعدد

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری- اسفندماه 93

در روایت امام رضا(ع) فرمودند که: «سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» که مفاد آن این است که حضرت می فرمایند: شنیدم خداوند عزّ و جل فرمود: «کلمة لا اله الا الله» حصار محکم من است، هر کس داخل آن گردید از عذاب من در امان خواهد بود. و البته حضرت در ادامه سخنان خود، آن را مشروط به پذیرش ولایت و امامت معصومان علیهم السلام می کند.

قصد ما این است که در این چند جلسه پیرامون امنیت و پایگاه امنیت روانی و اجتماعی سخن گوییم. انسان به شکل فطری به دنبال امنیت روانی و اجتماعی است. اما این مهم چگونه حاصل می شود؟ چگونه انسان می تواند به فضای امن دست یابد و اصولاً عواملی که امنیت انسان را تهدید می کنند چه چیزهایی هستند؟