سفره خالی‎ست ولی نان تو خواهد آمد

سفره خالی‎ست ولی نان تو خواهد آمد

سفره خالی‎ست ولی نان تو خواهد آمد
چه غم از درد که درمان تو خواهد آمد
پس مزن دست مرا وُسع گدایت این‎ست
دلخوشم لطفِ فراوان تو خواهد آمد
این دهه پشتِ درِ خانه‎ی خود را ننداز
صبح و شب عبدِ پریشان تو خواهد آمد
آخر از روضه سوی خیمه‎ی تو می‎آیم
آخر این دست به دامان تو خواهد آمد
چشمِ ما خشک که شد قحطیِ نعمت هم شد
اشک چون آمده باران تو خواهد آمد
زندگی کردن ما مردگیِ محض شده
پس کِی آقا، سر و سامانِ تو خواهد آمد؟
کاش می شد که به یعقوب کسی مژده دهد
یوسف از مصر به کنعانِ تو خواهد آمد
روزی از دور مرا گریه کنان می‎بینی
آن زمان حُرّ پشیمان تو خواهد آمد
آخرین ماه زمستان شده امّا یک روز
آخرین ماه زمستان تو خواهد آمد
بین هر کوچه‎ی باریک اگر گوش کنی
ناله‎ی مادرِ بی جان تو خواهد آمد
تا زمین خورد تو را کرد صدا، یعنی که
حق و احقاق به دستان تو خواهد آمد

علی شور شیدایی من، نجف شهر رویایی من

علی شور شیدایی من، نجف شهر رویایی من

علی شور شیدایی من، نجف شهر رویایی من
شکوه تماشایی من، تو تنهایی من
دلتنگ ایوون طلای نجف هستم آقا
من دل به اذن دخول حرم بستم آقا
عهدی که بستم به جان تو نشکستم آقا
به جان تو نشکستم آقا
(یا مرتضی مرتضی مرتضی ای علی جان)

مرام مدینه عجیبه، پر از مردم نانجیبه
بمیرم که حیدر غریبه، که حیدر غریبه
شهری که داره هنوز رنگ و بوی پیمبر
شهری که با نام زیبای او شد معطر
دیگه نمی ده جواب سلامی به حیدر
جواب سلامی به حیدر
(یا فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه جان)

توی چشما بارونه امشب، دل مجتبی خونه امشب
مدینه شده روضه خون و پریشونه امشب
روضه می خونه برای غروب مدینه
می گه که اون روز یه نامردی از روی کینه
طوری زده تا که چشمای مادر نبینه
به والله غریبی همینه
(یا فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه جان)

میلاد عرفان پور

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی

وادی توحید وادی ایمنی و عزت

وادی توحید وادی ایمنی و عزت

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری- اسفندماه 93

گذشت که فقر و عجز و تعلق انسان باعث می شود که در معرض خطر باشد. و برای رسیدن به امنیت و... باید به الله تبارک و تعالی تمسک جست که ویژگی های این امر و علت آنرا برشمردیم. و به میزانی که از توحید و بندگی و محبت او خارج شدیم و دچار شرک شدیم دچار ناامنی و خوف و... می شویم. اینها زاییده استکبار انسان است که این ویژگی بسیار مهم است و اثرات دارد. توصیه می کنم خطبه قاصعه را مفصل بخوانید که حضرت توضیح می دهند که خدا دارای حریم و قلمرو است و اگر کسی به آن تعدی کرد و برای خودش کبریایی توهم کرد؛ خداوند او را لعن و طرد می کند. در واقع به هر اندازه که انسان از خداوند روی برگرداند و تکیه گاهی غیر از او انتخاب کنند، دچار خوف و نگرانی می شود. حضرت می فرمایند: مواظب باشید که شیطان شما را به بیماری بی مسری و بی علاج خود دچار نکند و آن استکبار است.
پس ریشه همه گرفتاری ها و خوف ها و... استکبار و تعزز در مقابل خداست. فقط خدا عزیز است و عزتی در مقابل او نیست. البته با بندگی او، خدا انسان را صاحب عزت می کند که فرمود: «اعتمصت بالله فعززت» این معنا در زیارت غدیریه و همچنین در نهج البلاغه آمده است که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «لاَ يَزِيدُنِي كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلِي عِزَّةً .وَلاَ تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَةً» همه مردم دور من جمع شوند به عزت من افزوده نمی شود و اگر همه هم مرا رهاکنند باز برایم اتفاقی نمی افتد. چطور می شود که موجودی تا این حد عزیز می شود که این همه تحوّل در او ذره ای تغییر ایجاد نمی کند. تازه اینکه علی علیه السلام است. حتی یاران آنها عزت عجیبی دارند. مسلم در کوفه صبح تا شب که آنهمه لشکر او را تنها گذاشتند تغییری نمی کند و بلکه آنقدر عزیز است که دشمن از او می گریزد. ولی در مقابل ابن زیاد وقتی در مقابل خطر قرار می گیرد لباس زنانه می پوشد و فرار می کند! این مؤمن است که نه احساس ذلت می کند و نه عزت مستقل از خدا. یعنی با اعتصام به خدا چنین عزتی برای انسان ایجاد می شود. کسی که خدا را انتخاب می کند در مقابل دیگران زاهد است؛ رغبت و تعلقی به کسی ندارد. پس ما بخواهیم یا نخواهیم در مقابل خداوند ذلیل هستیم و سراسر وجود ما تحت اراده او است و خیلی از تحولات به ما ربطی ندارد مانند گذر عمر. اگر انسان مقابل خدا بندگی کرد عزتش را به مومن می دهد. که فرمود: «وَ لِلَّهِ العِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤمِنينَ وَ لكِنَّ المُنافِقينَ لا يَعلَمونَ[1]».