از عشق خود جدا شدن آسان نیست

از عشق خود جدا شدن آسان نیست

از عشق خود جدا شدن آسان نیست
یا دست کم برای من آسان نیست
هر چیز سخت در سخن آسان ست
مرگ عزیز در سخن آسان نیست
طومار عاشقیست که میپیچم
پیچیدن تو در کفن آسان نیست
آه ای عزیز مصر علی! از تو
راضی شدن بپیرهن آسان نیست
گیرم که زینبین تو خوابیدند
آرام کردن حسن آسان نیست
خود مرد جنگیَم من و میدانم
با میخ جنگ تن به تن آسان نیست
دلهای عاشقند که میفهمند
بی عشق خویش زیستن آسان نیست

شاعر: محسن رضوانی

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی 

یاعلی! به زودی دو رکن تو ویران می شود

یاعلی! به زودی دو رکن تو ویران می شود

قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ‏ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَبْلَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْكَ يَا أَبَا ‏الرَّيْحَانَتَيْنِ أُوصِيكَ بِرَيْحَانَتَيَّ مِنَ الدُّنْيَا فَعَنْ قَلِيلٍ يَنْهَدُّ رُكْنَاكَ‏ وَ اللَّهُ خَلِيفَتِي عَلَيْكَ فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ ‏عَلِيٌّ ع هَذَا أَحَدُ رُكْنَيَّ الَّذِي قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ص فَلَمَّا مَاتَتْ فَاطِمَةُ ع قَالَ عَلِيٌّ ع هَذَا الرُّكْنُ الثَّانِي الَّذِي قَالَ ‏رَسُولُ اللَّهِ.‏

ترجمه: جابر بن عبد الله انصارى می ‏گويد: سه روز پيش از رحلت رسول خدا (ص) شنيدم که به على بن ابى ‏طالب چنين فرمود: اى پدر دو ريحانه! تو را نسبت به اين دو ريحانه خودم از دنيا (حسن و حسين عليهما ‏السلام) سفارش می كنم. به همين زودى دو ركن تو ويران می شود و خداوند بهترين جانشين براى تو خواهد بود. ‏هنگامی كه رسول خدا رحلت فرمودند على (ع) گفت: اين يكى از دو ركن من بود كه ويران شد و رسول خدا ‏به من فرمود و چون فاطمه (ع) رحلت كرد، علی علیه السلام فرمود: اين همان ركن دومى است كه پيامبر (ص) ‏خبر دادند.‏
منبع: أمالي شیخ صدوق، ص 135 و معانی الاخبار شیخ صدوق، ص 403.‏

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی

واژگونگی در موضوع ولایت و موضع­گیری قرآن- بخش اول

واژگونگی در موضوع ولایت و موضع­گیری قرآن- بخش اول

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری

قرآن با بیان نورانی و با عظمت خودش از اتفاقی که بعد از وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در دنیای اسلام افتاد و از این واژگونگی عظیم با تعابیر مختلفی بیان کرده و بخش عمده ای از معارف قرآن مربوط به همین معنا است. در روایات مکرر با تعابیر متفاوت آمده که «ان القرآن نزل أثلاثا: ثلث‏ فينا و في احبائنا و ثلث في اعدائنا و عدو من كان قبلنا و ثلث سنة و مثل‏‏‏[۱]» فرمود قرآن در سه بخش تنزیل شده که یک بخش قرآن مربوط به ما اهل بیت و گاهی دوستانمان و بخش دیگر قرآن مربوط به دشمنان ما است. یک بخش دیگر هم فرمود امثال و احکام است که آن ها هم بازگشت به همین موضوع می­کند ... چون احکام هم فروع ولایت حق یا ولایت باطل هستند؛ لذا قرآن از این حادثه عظیمی که اتفاق افتاده و واژگونگی در موضوع ولایت و سرپرستی تاریخی جامعه اسلامی است با تعابیر مختلفی بیان کرده. گاهی تعبیر این است «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ جَهَنَّمَ‏[۲]» تعبیر قرآن از این حادثه این است: نعمت الهی که وجود مقدس امیرالمؤمنین هست تبدیل به کلمه کفر شد که در تفسیر روایات در تعبیر قرآن، اولی است «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ‏[۳]» فرمود ایمان امیرالمؤمنین هست که ایمان ما در واقع حب الایمان هست، «حبه ایمان و بغضه کفر‏[۴]» حقیقت ایمان، کلمه ایمان وجود مقدس معصوم هست، ایمان ما حب معصوم است کما این که از حضرت سوال کرد که آیا حب و بغض از ایمان است حضرت فرمودند «هل الایمان الا الحب و البغض‏[۵]»، بعد این آیه نورانی را خواندند «حبب إلیکم الایمان» ایمان ما حب الایمان است «وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ‏[۶]» فرمود الاول والثانی والثالث‏[۷]؛ و نیز ذیل این آیه «ذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنهُ‏[۸]» ظاهر و باطن گناه را رها کنید و اجتناب از ظاهر و باطن گناه کنید، فرمودند قرآن ظهر و بطن دارد حلال در ظهر قرآن همین محللاتی است که می بینید اما حلال در باطن قرآن ولایت ما است؛ به تعبیر دیگر حلال­ها مناسک تولی به ولایت ولی خدا هستند کما این که حرام در ظاهر قرآن همین محرمات عملی، اخلاقی و اعتقادی است همه آن­چه ما گاهی اسمش را دین می گذاریم این­ها ظاهر دین هستند؛ فرمود حرام در باطن قرآن ولایت دشمنان ما است. لذا در تعبیر دیگری ظاهراً در روایتی در معانی الاخبار هست که حضرت فرمودند: «ولایتنا اهل البیت قطب القرآن و قطب الجمیع الکتب‏[۹]» قطب همه کتب آسمانی و قرآن موضوع ولایت معصومین علیهم السلام است؛ گاهی تعبیر قرآن این است که می فرماید: «وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ‏[۱۰]» گرچه آیه قرآن شامل همز و لمز های کوچک هم هست ولی فرمود این لحن تند یعنی «الذین همزوا آل محمدٍ حقهم و لمزوهم‏[۱۱]» دستگاه حق را هم «لمز» می­کنند؛ همان کاری که الان دستگاه کفار نسبت به کلمه دین می­کند، همز و لمزهایی که گاهی لسان علمی هم پیدا می­کند؛ این حرف­هایی که بعد از دوران روشن­گری در غرب نسبت به دین زده شد در هیچ دوره ای از تاریخ بشریت سابقه نداشته «دین افیون ملت هاست»، «دین برآمده از غرائز فروخورده انسان (غریزه جنسی) است». از این حرفایی که تحت عنوان علم گفتند؛ این همان همز و لمز هاست و اصل آن­چه که دستگاه باطل انجام داد این هست «وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ» گاهی تعبیر در سور دیگر قرآن این است «أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ‏[۱۲]» اینها همه پرده هایی از جریان سقیفه را برمی­دارد. گاهی این است: «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ‏[۱۳]» خسر دولت اولیای باطل است. در قرآن، مؤمن کسی است که ولایت الله را قبول دارد. کسی که از دایره ولایت الله خارج است از نظر قرآن مؤمن نیست «الله وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ‏[۱۴]» این­ها تعابیر متفاوتی است که قرآن از این حادثه عظیم دارد. یک تعبیری که قرآن از این واقعه دارد این آیه نورانی است «وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ‏[۱۵]».