چه نام مرثیه واری ست "مادر پسران"

چه نام مرثیه واری ست "مادر پسران"

دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم
دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر!
دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!"
فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر
مدام بر لب من "ان یکاد" و "چارقل" است
که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم!
بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای
اگرچه من هم "جوشن کبیر" میخوانم
...
شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی
شنیده ام که علم بر زمین نمی افتاد
شنیده ام که به آب فرات لب نزدی
فدای تشنگی ات ...شیر من حلالت باد
بگو چه شد لب آن رود، رود تشنه من!
بگو چه شد لب آن رود، ماه کامل من!
بگو که در غم تو رود رود گریه کنم
کدام دست تو را چید میوه دل من!
بگو بگو که به چشمت چه چشم زخم رسید؟
که بود تیر بر آن ابروی کمانی زد؟
بگو بگو که بدانم چه آمده به سرت
بگو بگو که بدانم چه بر سرم آمد
...
همین که نام مرا میبرند میگریم
از این به بعد من و آه و چشم تر شده ای
چه نام مرثیه واری ست "مادر پسران"
برای مادر تنهای بی پسر شده ای

شاعر: محمدمهدی سیار

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی

رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی

تقدیم به حضرت ام البنین

رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی

رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی
معمای ادب را با همین ابیات حل کردی

رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو
میان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل کردی

فرستادی به قربانگاه اسماعیل‌هایت را
همان کاری که هاجر وعده کرد و تو عمل کردی

کشیدی با سرانگشتت به خاک مُرده، خطی چند
تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی

چه شیری داده‌ای شیران خود را که شهادت را
درون کامشان شیرین‌تر از شهد و عسل کردی


رباعی تو بانو! گرچه تقطیع هجایی شد
به تیغ اشک خود، اعرابشان را بی‌محل کردی

شاعر: محسن رضوانی

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی 

دین و دینداری- بخش اول

دین و دینداری- بخش اول

آیت الله مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم أجمَعِين.

«هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».[2]

اهداف متعدّد در قیام امام حسین علیه السلام
در گذشته وعده کرده بودم که در ایّام محرّم بحثی را تحت عنوان «دین و دین‏‏داری» مطرح کنم. موضوع بحث را تحت این عنوان عرض می­کنم که «دین چیست و دیندار کیست، ایمان چیست و مؤمن کیست، اسلام چیست و مسلمان کیست».[3]
امّا چرا این بحث را مطرح می‌کنم؟ تقریباً چند سال است که ایّام دهة اوّل محرم، در ارتباط با قیام امام حسین(علیه السلام) صحبت می‌کنم و آنچه که حضرت هدف‏گیری کرده بود را مطرح می‏کنم. از چهار یا پنج سال قبل، مباحث متعدّدی را مطرح کردم که تحت عناوین «عدم تعاون به اثم و عدوان»، «امر به معروف و نهی از منکر» و «هجرت و جهاد در راه خدا» بود.
از گفتارهای امام حسین(علیه السلام) در موقعیّت­های مختلف، این‌طور به دست می­آید که حضرت اهداف گوناگونی را تعقیب می‌کرده و فقط یک هدف مطرح نبوده است. به نظر من اگر بخواهیم فقط یک هدف را مطرح کنیم و بگوییم هدف از حرکت حسینی فقط همان بوده، به حضرت جفا کرده­ایم. نمی­شود گفت که این ولیّ بزرگ خدا با این عملی که انجام داد ـ‌که در طول تاریخ بشریّت بی‌نظیر است‌ـ فقط یک هدف داشته است. کوتاهی درک من موجب نمی‏شود که هدف‌گیری او محدود شود! لذا از کلماتش در موقعیت­های مختلف در این سیر و حرکت، اهداف گوناگون به دست می‌آید. این‏ها را قبلاً گفته­ام و جهاتش را هم جدا کرده‌ام که مثلاً هم حرکت نفیی داشت، هم حرکت نهیی.