کعبه در قبضه ی بولهب هاست

کعبه در قبضه ی بولهب هاست

بشنو این ندبه ها شکوه ها را...
 العجل العجل های ما را...

جز تو ای منتقم با که گوییم
 غربت شیعیان شما را ....

کعبه در قبضه بولهب هاست
سربده بانگ تبت یدا را

جلوه کن تا که دنیا بداند
آخر قصه ی کربلا را

فایل صوتی با صدای میثم مطیعی

مناجات راغبین

مناجات راغبین

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِلَهِی إِنْ كَانَ قَلَّ زَادِی فِی الْمَسِیرِ إِلَیْكَ فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنِّی بِالتَّوَكُّلِ عَلَیْكَ‏
 
به نام خداى بخشنده مهربان اى خدا اگر زاد و توشه من در سفر بسوى تو اندك است همانا حسن ظنم به اعتماد بر تو بسیار است  
وَ إِنْ كَانَ جُرْمِی قَدْ أَخَافَنِی مِنْ عُقُوبَتِكَ فَإِنَّ رَجَائِی قَدْ أَشْعَرَنِی بِالْأَمْنِ مِنْ نِقْمَتِكَ‏
 و اگر جرمم مرا از عقوبتت مى‏ترساند امیدم به كرمت مرا نوید ایمنى از انتقامت مى‏بخشد

وَ إِنْ كَانَ ذَنْبِی قَدْ عَرَضَنِی لِعِقَابِكَ فَقَدْ آذَنَنِی حُسْنُ ثِقَتِی بِثَوَابِكَ‏
 و اگر گناهم مرا به معرض عقابت مى‏آورد وثوق و اطمینانم به ثوابت اشاره مى‏كند

وَ إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِكَ وَ آلاَئِكَ‏
 و اگر غفلت مرا از مهیاى لقاى تو بودن به خواب انداخت ایمان و معرفتم به لطف و كرمت متذكر و آگاهم مى‏سازد

وَ إِنْ أَوْحَشَ مَا بَیْنِی وَ بَیْنَكَ فَرْطُ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ فَقَدْ آنَسَنِی بُشْرَى الْغُفْرَانِ وَ الرِّضْوَانِ‏
 و اگر افراط جرم و عصیان و سركشى و طغیانم مرا به وحشت و اضطراب انداخته بشارت مغفرت و خوشنودیت آرام خاطرم مى‏بخشد

أَسْأَلُكَ بِسُبُحَاتِ وَجْهِكَ وَبِأَنْوَارِقُدْسِكَ وَأَبْتَهِلُ إِلَیْكَ بِعَوَاطِفِ رَحْمَتِكَ وَلَطَائِفِ بِرِّكَ أَنْ تُحَقِّقَ ظَنِّی بِمَا أُؤَمِّلُهُ‏
 اى خدا از تو درخواست مى‏كنم به اشراق جمال و انوار ذات بى مثالت و التماس مى‏كنم به عواطف مهربانى و لطائف احسانت كه امیدهایى كه به تو دارم

مِنْ جَزِیلِ إِكْرَامِكَ وَ جَمِیلِ إِنْعَامِكَ فِی الْقُرْبَى مِنْكَ وَ الزُّلْفَى لَدَیْكَ وَ التَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ إِلَیْكَ‏
 از اكرام بزرگ و انعام نیكویت در مقام قرب و جوارت محققا عطا فرمایى و به مشاهده حسن و جمالت مرا بهره‏مند گردانى

وَ هَا أَنَا مُتَعَرِّضٌ لِنَفَحَاتِ رَوْحِكَ وَ عَطْفِكَ وَ مُنْتَجِعٌ غَیْثَ جُودِكَ وَ لُطْفِكَ فَارٌّ مِنْ سَخَطِكَ إِلَى رِضَاكَ‏
 و اینك من خود را در معرض نسیم عنایت و لطفت درآورده و تقاضاى باران جود و رحمتت مى‏نمایم و از غضب تو بسوى لطفت مى‏گریزم

هَارِبٌ مِنْكَ إِلَیْكَ رَاجٍ أَحْسَنَ مَا لَدَیْكَ مُعَوِّلٌ عَلَى مَوَاهِبِكَ مُفْتَقِرٌ إِلَى رِعَایَتِكَ‏
 و از تو بسوى تو گریزانم و امید آنچه نزد تو بهتر است از تو دارم اعتمادم همه بر بخششهاى توست و به رعایت و نگهبانى تو محتاجم

إِلَهِی مَا بَدَأْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِكَ فَتَمِّمْهُ وَ مَا وَهَبْتَ لِی مِنْ كَرَمِكَ فَلاَ تَسْلُبْهُ‏
 اى خدا نعمتى كه از فضل و كرمت آغاز فرمودى به انجام رسان و آنچه به من از كرم بخشیدى باز مگیر

وَ مَا سَتَرْتَهُ عَلَیَّ بِحِلْمِكَ فَلاَ تَهْتِكْهُ وَ مَا عَلِمْتَهُ مِنْ قَبِیحِ فِعْلِی فَاغْفِرْهُ‏
 و گناهانى را كه به حلمت پنهان داشته‏اى پرده از آن بر مدار و از فعل زشتم كه آگاهى درگذر

إِلَهِی اسْتَشْفَعْتُ بِكَ إِلَیْكَ وَ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْكَ أَتَیْتُكَ طَامِعاً فِی إِحْسَانِكَ رَاغِباً فِی امْتِنَانِكَ مُسْتَسْقِیاً وَابِلَ طَوْلِكَ‏
 اى خدا تو را به درگاه تو شفیع خود ساخته و از قهر تو بسوى تو پناه مى‏آورم آمده‏ام به درگاهت در حالى كه به احسان تو چشم طمع و به نعمتهایت دیده رغبت دارم تشنه باران احسانت

مُسْتَمْطِراً غَمَامَ فَضْلِكَ طَالِباً مَرْضَاتَكَ قَاصِداً جَنَابَكَ وَارِداً شَرِیعَةَ رِفْدِكَ مُلْتَمِساً سَنِیَّ الْخَیْرَاتِ مِنْ عِنْدِكَ‏
 و ابر عنایتت و طالب رضا و خوشنودیت بوده و اراده توجه به درگاهت داشته و وارد بر جویبار عطایت شده و درخواست عالیترین خیراتت از لطف تو مى‏كنم

وَافِداً إِلَى حَضْرَةِ جَمَالِكَ مُرِیداً وَجْهَكَ طَارِقاً بَابَكَ مُسْتَكِیناً لِعَظَمَتِكَ وَ جَلاَلِكَ‏
 در حالى كه به حضرتت كه بسیار نیكویى به مهمانى وارد شده و خواهان مشاهده تو بوده و حلقه بر در رحمتت مى‏زنم و به شهود عظمت و جلالت بسى نیازمندم

فَافْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ
 پس با من آن كن كه شایسته آنى از بخشایش و مهربانى

وَ لاَ تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ مِنَ الْعَذَابِ وَ النِّقْمَةِ بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏
 نه آنچه شایسته من است از عذاب و انتقام توبه حق رحمتت اى مهربانترین مهربانان عالم.

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی

دین و دینداری- بخش سوم

دین و دینداری- بخش سوم

آیت الله مجتبی تهرانی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم أجمَعِين.
«هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

رابطة ایمان و عمل

عرض کردم که حرکت و قیام امام حسین(علیه السلام) برای برپا نگاه‏داشتن دین حق بود. حقیقت دین به‏طور خلاصه یک امر مُرکّب از اصول و فروع است. دینِ حق هم یکی است و تکثّر در دین حق نداریم؛ لکن در دین باطل تکثّر هست. البته تکامل در دین حق داریم. دین به حسب شرایع الهی، تکامل پیدا کرد. امّا این طور نیست که مثلاً شریعتِ حضرت ابراهیم(علیه السلام) یک دین باشد و شریعتِ حضرت موسی(علیه السلام) یک دین دیگر و شریعت پیغمبر خاتم(صل الله علیه و اله و سلم) دین دیگری باشد. همة این شرایع یک دین هستند، امّا به حسب اختلاف امّت­ها که رو به تکامل بودند، خداوند آن شرایع را به وسیلة انبیا تکمیل کرد.

امّا ایمان چیست؟ ایمان عبارت است از یک امر قلبی و یک عمل درونی، یعنی پیوستن دل و پذیرش دل. اسلام حقیقی هم همین تسلیم‏شدنِ دل است که گاهی از آن تعبیر می­کنند به «ایمان» و گاهی به آن «اسلام حقیقی» گفته می‌شود. اسلام حقیقی، همان ایمان است و با ایمان فرقی ندارد. البته ایمان، که همان پیوند درونی است، درجات و مراتبی دارد. تکثّر در ایمان نیست، ولی اسلام متکثّر است و حقیقی و ظاهری دارد. همة طاعات و اعمال جوارحی هم از لوازم وجودی ایمان و اسلام حقیقی است و در ماهیّت ایمان دخالتی ندارند.