برگرد ای توسل شب زنده دارها

برگرد ای توسل شب زنده دارها

برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها
از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها
یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها
از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها
ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها
دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها
یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها
شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها

شاعر: علی اکبر لطیفیان

فایل صوتی: حاج میثم مطیعی

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگرزینب نبود
در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه جا می ماند اگر زینب نبود

شاعر: قادر طهماسبی

فایل صوتی با صدای میثم مطیعی

دین و دینداری- بخش ششم

دین و دینداری- بخش ششم

آیت الله مجتبی تهرانی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم أجمَعِين.
«هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

تقدّم ارزشی «ایمان» بر «اسلام»

گفتیم که وظیفه‏‌ی انبیای الهی «برپاداشتن دین» است و وظیفه‏‌ی اولیای خدا «نگاه‏داری از دین» است. رُسُل شرایع را می‌آورند و برپا می‌دارند و اولیا دین را بر پا نگاه می‌دارند. اگر بخواهیم وظیفة اولیا و انبیا را با مسامحه در یک قالب اصطلاحی بیاوریم، باید بگوییم انبیا علّت مُحدثة دین هستند و جانشینان آن‏ها که اولیا باشند، علّت مُبقیة دین می‏باشند. رُسُل بیان صادره از مقام ربوبی را ـ‏‌که همان مجموعة اصول و فروع است‏‌ـ از خدا می‏گیرند و به ابنای بشر ابلاغ می‏کنند؛ لذا تعبیر می‌کنیم که ایشان «علّت مُحدثه» برای دین هستند. از آن طرف، اولیا و جانشینان پیامبران دین را برپا نگه می‏دارند و از برپایی آن نگه‏داری می‌کنند؛ لذا تعبیر می‌کنیم که ایشان «علّت مُبقیه» برای دین هستند.

همان‏طور که در هدف قیام و حرکت حسین بن‏ علی(علیه السلام) گفتم، حضرت دید در جامعة اسلامی، دین به معنای واقعی‌اش ـ‏که همان ایمان و اسلام حقیقی است‏ـ دارد از بین می‌رود. لذا بر خود وظیفه دانست که قیام کند و این، هدفِ عالی حرکت و قیام حضرت بوده است.

در جلسة گذشته عرض کردم که حضرت در ابتدای نامه‌ای که برای کوفی‌ها می‌نویسد و آن نامه را به مُسلم می‌دهد و او را راهی کوفه می‌کند، می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ إِلَى الْمَلَإِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ». ابتدا عبارت «إِلَى الْمَلَإ» را می‌آورند که اشاره به همه است و بعد عبارت «الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِين» را می‌آورند. یعنی اوّل مؤمنین و بعد مسلمین را مطرح می‏کنند. در این رابطه عرض کردم که در اینجا قصد حضرت تفنّن در عبارت نیست؛ بلکه دقیقاً از آوردن «مؤمنین» و «مسلمین» و همچنین تقدّم مؤمنین بر مسلمین منظور داشته‌اند. تقدم مؤمنین نسبت به مسلمین به جهت تقدّم ارزشیِ ایمان است. چون دو قِسم اسلام داشتیم: اسلام ظاهری و اسلام حقیقی؛ ولی در ایمان اقسام مختلف نداریم و ایمان دارای درجات و مراتب مختلف است.