ماه شعبان رسید! ماه سه ماه

ماه شعبان رسید! ماه سه ماه

ماه عشق است ماه عشّاق است
ماه دل‌ هاي مست و مشتاق است
در ميخانه ی کرم شد باز
الدخيل اين حریمِ رزاق است
ريزه خوارش فقط نه اهل زمين
جرعه نوشش تمام آفاق است
بي‌حساب است فضل این ساقی
شب جود و سخا و انفاق است
بين دل‌هاي بيدلان امشب
با سر زلف يار ميثاق است
شب زلف مجعّدش «والّيل»
صبح چشمش به عالم اشراق است
«قبره في قلوب من والاه»
حرمش قبله گاه عشّاق است
ماه شعبان رسيد! ماه سه ماه
کربلا مي رويم! بسم الله

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ

مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي

خداوندا، برمحمد و خاندان محمد درود فرست و آن دم که تو را خوانم، دعایم بشنو؛ و چون تو را ندا دهم ندایم بشنو؛ و آنگاه که با تو راز گویم، به من رخ بنمای که [از همه جهان و جهانیان] به سوی تو گریخته‌ام و در پیشگاهت ایستاده‌ام، نالان و زاران و بی‌برگ و نوا، و به پاداشی که نزد توست امیدوارم.

وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي

و تودانی که در دل چه دارم و از نیازم آگهی و نهادم می‌شناسی؛ و کار این سرای و آن سرایم برتو پوشیده نیست. [و تودانی] آنچه خواهم که به زبانم رانم و بنمایم و خواسته‌ام گویم و آنچه برای سرانجام خویش بدان امیدوارم.

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي

سرورا، سرنوشتم به دست توست و هر آنچه تا واپسین دم حیاتم، نهان و عیان از من سرزند، تو دانی. و کاستی و فزود و سود و زیانم تنها به دست توست نه دگری.

إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي

دین و دینداری- بخش هشتم

دین و دینداری- بخش هشتم

آیت الله مجتبی تهرانی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم أجمَعِين.
«هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

وظیفة انبیا و اولیا در قبال دین از دو بُعد شخصی و شخصیّتی
پیامبران صاحب شریعت از دو حیث وظایفی دارند؛ یکی از حیث شخصی و دیگری از نظر شخصیّتی. ما بین «شخص» و «شخصیّت» تفکیک می‏کنیم. انبیای صاحب شریعت از لحاظ شخصیّتی و معنوی دو جایگاه دارند؛ یکی جایگاه رسالت و دیگری جایگاه امامت. نسبت به هر دو جایگاه شخصیّتی‏شان هم وظیفه‏ای دارند؛ یک وظیفه مرتبط با رسالت و یک وظیفه مرتبط با امامت است.
در مجموع، این دو وظیفه به‏علاوة آن وظیفة‌ شخصی که ایشان دارند، سه وظیفه را تشکیل می‏دهد؛ یکی اینکه بیان الهی را که به‏وسیلة وحی به آن‏ها می‏رسد، به ابنای بشر ابلاغ کنند. یعنی اصول و فروع را که تشکیل‏دهندة دین است، بیان کنند. این وظیفه مربوط به بُعد شخصیّتی و جایگاه رسالت ایشان است. دوم اینکه باید دین را در سطح جامعه برپا نگاه دارند که در این زمینه جنبه‏های اجرایی لحاظ می‏شود. این وظیفه مرتبط با بُعد شخصیتی و جایگاه امامتِ پیامبران صاحب شریعت است.
امّا وظیفة سوم که گفتیم جنبة شخصی دارد، این است که آن‏ها هم به این عنوان که یکی از افراد جامعه‏اند، وظیفه‏شان این است که به آنچه که خود آورده‏اند عمل کنند. مثل آشپزی که غذا می‌پزد و دیگران را تغذیه می‌کند و خودش هم از غذایی که پخته است می‏خورد! البته اینجا بحث از غذای معنوی است. آن‏ها باید به همة وظایفشان عمل کنند؛ هم به آن دو وظیفه‏ای که از بُعد شخصیتی داشتند و هم به وظیفة شخصی.
امام حسین(علیه السلام) از لحاظ شخصیّتی یک وظیفه داشت. چون ایشان خلیفه‏الله و خلیفة رسول‏الله(صل الله علیه و اله و سلم) بود و در جایگاه امامت قرار داشت. وظیفة ایشان این بود که دین را در سطح جامعه برپا نگاه دارد. لذا در جملاتی که منسوب به حضرت است، می‌فرماید: «إنْ کَانَ دِینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ إلَّا بِقَتْلِی یَا سُیُوفُ خُذِینِی».