مناجات شعبانیه (صوت میثم مطیعی 1394)

مناجات شعبانیه (صوت میثم مطیعی 1394)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ

مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي

خداوندا، برمحمد و خاندان محمد درود فرست و آن دم که تو را خوانم، دعایم بشنو؛ و چون تو را ندا دهم ندایم بشنو؛ و آنگاه که با تو راز گویم، به من رخ بنمای که [از همه جهان و جهانیان] به سوی تو گریخته‌ام و در پیشگاهت ایستاده‌ام، نالان و زاران و بی‌برگ و نوا، و به پاداشی که نزد توست امیدوارم.

وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي

و تودانی که در دل چه دارم و از نیازم آگهی و نهادم می‌شناسی؛ و کار این سرای و آن سرایم برتو پوشیده نیست. [و تودانی] آنچه خواهم که به زبانم رانم و بنمایم و خواسته‌ام گویم و آنچه برای سرانجام خویش بدان امیدوارم.

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي

سرورا، سرنوشتم به دست توست و هر آنچه تا واپسین دم حیاتم، نهان و عیان از من سرزند، تو دانی. و کاستی و فزود و سود و زیانم تنها به دست توست نه دگری.

إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي

دین و دینداری- بخش یازدهم

دین و دینداری- بخش یازدهم

آیت الله مجتبی تهرانی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم أجمَعِين.
«هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

رابطه ی درجات ایمان با مراتب محبّت
جلسة گذشته عرض کردم که تعلّق قلبی به بیان الهی آن‏گاه حاصل می‏شود که قلبِ انسان به خدا تعلّق داشته باشد. یعنی اگر دل به خدا دل‏بستگی و حبّ داشته باشد، نسبت به بیان الهی هم تعلّق پیدا می‏کند. همچنین گفتیم ایمان امری بسیط و دارای درجات است؛ به این دلیل که ریشة ایمان محبّت است و محبّت هم دارای درجات است و حبّ، شدّت و ضعف دارد. لذا ایمان نیز بر اساس ریشه‏اش شدّت و ضعف پیدا می‏کند.
در این زمینه روایاتی را مطرح می‏کنم. اگر انسان به حقیقت دین و ایمان پی برده باشد، می‏بیند که این روایات با یکدیگر هماهنگ هستند و اختلافی ندارند. مانند آن روایتی که امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ».[2] آیا دین چیزی غیر از محبّت است؟ خوب، دین که حبّ نیست! دین مجموعه‏ای از اصول و فروع است که باید به آن ایمان آورد و آن را پذیرفت؛ امّا این پذیرش چه زمانی به وجود می‏آید؟ هنگامی که شخص خدا را دوست داشته باشد. من به هر میزان که شما را دوست داشته باشم، حرف شما را گوش می‏دهم و می‏پذیرم. اینکه امام صادق(علیه السلام) می­فرماید «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ»، یعنی ریشة دین و ایمان، حبّ است.
گفتیم ایمان از واردات قلبی است. ایمان پذیرش قلب است نسبت به آن بیان صادرة الهی؛ امّا قلب چه زمانی آن بیان صادرة الهی را می‏پذیرد؟ وقتی که گوینده‏اش را دوست داشته باشد. این‏ها با هم منافاتی ندارند. یعنی امام صادق(علیه السلام) می‏فرمایند به هر میزان که محبّت داشته باشی، به همان مقدار هم حرف‏های محبوب را می‏پذیری و به کار می‏گیری.

گمان مبر که دمی بی تو زنده خواهم ماند، به عزت و شرف لا اله الا الله

گمان مبر که دمی بی تو زنده خواهم ماند، به عزت و شرف لا اله الا الله

محمد مهدی سیار

به تازه کردن اندوه من می آیند ، آه 
مسافران که هر از گاه می رسند از راه
نمانده است تو را هیچ یاد یار و دیار
نمانده است مرا هیچ غیر آه و نگاه
نشسته است به راهت هزار چشم سپید
تو دل به راه ندادی هزار سال سیاه
من آه می کشم و باز بیشتر شده است 
مه زمین و دم آسمان و هاله ی ماه 
حساب روز و شب و سال و ماه دستم نیست
تو خود به یاد بیاور قرار خود را گاه
گمان مبر که دمی بی تو زنده خواهم ماند
به عزت و شرف لا اله الا الله 

دانلود فایل صوتی با صدای حاج میثم مطیعی