دعاي ابوحمزه ثُمالي (بخش سوم)

دعای ابوحمزه ثُمالی (بخش سوم)

يا حَليمُ يا كَريمُ يا حَي يا قَيومُ يا غافِرَ الذَّنْبِ
اي بردبار، اي بزرگوار، اي زنده و اي پاينده، اي آمرزنده گناه، اي
يا قابِلَ التَّوْبِ يا عَظيمَ الْمَنِّ يا قَديمَ الاِْحسانِ اَينَ سَِتْرُكَ الْجَميلُ
پذيرنده گناه، اي بزرگ نعمت، اي ديرينه احسان، كجاست پرده‌پوشي زيبايت؟
اَينَ عَفْوُكَ الْجَليلُ اَينَ فَرَجُكَ الْقَريبُ اَينَ غِياثُكَ السَّريعُ
كجاست گذشت بزرگت؟ كجاست گشايش نزديكت؟ كجاست فريادرسي فوريت؟ كجاست
اَينَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَه اَينَ عَطاياكَ الْفاضِلَه اَينَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَه اَينَ
رحمت وسيعت؟ كجاست عطاهاي برجسته‌ات؟ كجاست بخششهاي دلچسبت؟ كجاست
صَنائِعُكَ السَّنِيه اَينَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ اَينَ مَنُّكَ الْجَسيمُ اَينَ
نيكي‌هاي شايانت؟ كجاست فضل عظيمت؟ كجاست نعمت بزرگت؟ كجاست
اِحْسانُكَ الْقَديمُ اَينَ كَرَمُكَ يا كَريمُ بِهِ وَ بِمُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد فَاسْتَنْقِذْني وَبِرَحْمَتِكَ
احسان ديرينه‌ات؟ كجاست كرمت؟ اي كريم بدان(چه گفتم) و به محمد و آل محمد مرا نجات ده و به رحمتت
فَخَلِّصْني يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ لَسْتُ اَتَّكِلُ فِي
خلاصم كن، اي نيكو، اي نيكو بخش، اي نعمت ده، اي زياده بخش چنان نيست كه من براي
النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلي اَعْمالِنا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَينا لاَِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوي
نجات از عقاب تو به كارهاي‌مان تكيه كنم بلكه به فضلي كه بر ما داري تكيه زنم، زيرا تو اهل تقوي
وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالاِْحْسانِ نِعَماً وَتَعْفوُ عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً فَما
و شايسته آمرزشي، آغاز كني به احسان از روي نعمت بخشي و گذشت كني از گناه از روي كرم و بزرگواري و با اين وضع
نَدْري ما نَشْكُرُ اَجَميلَ ما تَنْشُرُ اَمْ قَبيحَ ما تَسْتُرُ اَمْ عَظيمَ ما اَبْلَيتَ
ما ندانيم كداميك را سپاس گوييم؛ آن نيكي‌ها كه پراكنده كني يا زشتي‌ها كه بپوشاني يا بزرگ آزمايشت
وَاَوْلَيتَ اَمْ كَثيرَ ما مِنْهُ نَجَّيتَ وَعافَيتَ يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَيكَ
و شايستگي نعمتت يا آن همه چيزهايي كه ما را از آن نجات داده و عافيت دادي اي دوست كسي كه با تو دوستي كند
وَيا قُرَّةَ عَينِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيكَ اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَنَحْنُ
و اي نور ديده كسي كه پناه به تو آرد و از ديگران ببرد تويي نيكوكار و ماييم
الْمُسيئوُنَ فَتَجاوَزْ يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ وَاَي
گنهكار، پس درگذر اي پروردگار از زشتي‌هاي ما به نيكي‌هاي خود و كدام
جَهْل يا رَبِّ لا يسَعُهُ جوُدُكَ اَوْ اَي زَمان اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ وَما قَدْرُ
ناداني است اي پروردگار كه جود تو فرايش نگيرد و چه روزگاري درازتر از زمان بردباري تو است و چه ارزشي دارد
اَعْمالِنا في جَنْبِ نِعَمِكَ وَكَيفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ بَلْ
اعمال ما در جنب نعمت‌هايت و چگونه زياد بشمريم اعمال (بدمان) را كه بتوانيم آنها را برابر با كرم تو كنيم بلكه
كَيفَ يضيقُ عَلَي الْمُذْنِبينَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ يا واسِعَ
چگونه ممكن است ميدان بر گنهكاران تنگ شود با آن رحمت وسيعت
الْمَغْفِرَةِ يا باسِطَ الْيدَينِ بِالرَّحْمَه فَوَ عِزَّتِكَ يا سَيدي لَوْ نَهَرْتَني
كه ايشان را فراگرفته، اي وسيع آمرزش، اي دو دستت به رحمت باز سوگند به عزتت اي آقاي من، اگرچه برانيم
ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا انْتَهي اِلَي مِنَ
من از در خانه‌ات برنخيزم و از تملق و چاپلوسي‌ات دست برندارم چون
الْمَعْرِفَةِ بِجوُدِكَ وَكَرَمِكَ وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشآءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ
اطلاع از جود و كرمت پيدا كرده‌ام و تويي كننده هرچه بخواهي. عذاب كني هركه را خواهي
بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ لا
به‌ هر چه خواهي به هر طور كه خواهي و رحم كني هر كه را خواهي به‌ هر چه خواهي هرطور كه خواهي
تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ وَلا تُنازَعُ في مُلْكِكَ وَلا تُشارَكُ في اَمْرِكَ وَلا
بازپرسي از كار تو نشود و نزاعي در فرمانروايي‌ات رخ ندهد و شريكي در كارت نباشد
تُضآدُّ في حُكْمِكَ وَلا يعْتَرِضُ عَلَيكَ اَحَدٌ في تَدْبيرِكَ لَكَ الْخَلْقُ
و ضديتي در حكمت نباشد و كسي نيست كه در تدبير تو بر تو اعتراض كند. آفرينش
وَالاَْمْرُ تَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ

مدح امام حسن مجتبی علیه السلام

مدح امام حسن مجتبی علیه السلام

این خانواده آینه های خدائی اند
در انتهای جاده ی بي انتهائي اند
خیل ملک مقابلشان سجده می کنند
اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند
هر کس که می رسد سر اطعام می برند
فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند
یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز
اینها همان مقدمه ی آشنائی اند
صدها هزار مثل سلیمان در این حرم
مشغول لحظه های شریف گدائی اند
سوگند ميخوريم كه پروانه زاده ايم
همسايه ي قديمي اين خانواده ايم
تو آسمان جودي ما يا كريم تو
پرواز ميكند دل ما تا حريم تو

بهره برداری از رزق های قرآن با اذن دخول و ارتباط آن با مقام بسم الله و تمسک به اسماء - 3

بهره برداری از رزق های قرآن با اذن دخول و ارتباط آن با مقام بسم الله و تمسک به اسماء - 3

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری - رمضان 92

اذن دخول و کلید قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم. یکی از مهمترین نعمت های معنوی و رزق های باطنی ماه رمضان، رزق قرآن هست و در قرآن وقتی خدای متعال ماه رمضان را توصیف می کند آن صفت مهمی که برای این ماه بیان فرموده این است «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ»(بقره/185)، باطن ماه رمضان، ظرفی است که آن حقیقت متعالی در او تنزل پیدا کرده است؛ لذا امکان دستیابی به حقایق و باطن قرآن در این ماه آماده تر از ماه های دیگر است، یک آیه اش ثواب یک ختم قرآن دارد و به تعبیر روایات، رمضان بهار قرآن و ماه دستگیری و شفاعت قرآن از ما است و درهای غیب قرآن در این ماه به روی بندگان گشوده شده است؛ چون قرآن یک حقیقتی است بین ما و خدای متعال که هرچه سیر کنیم باز هم درجات با طنی آن بی انتها هستند. و لذا باید تلاش کرد که انشاء الله رزق ما در این ماه، رسیدن به حقایق قرآن و رسیدن به روزی هایی باشد که خدای متعال در قرآن برای ما مقرر کرده است.

قرآن برای ورود به حریم خودش، یک اذن دخول دارد (مثل اذن دخول حرم امام(ع) که انسان اگر بخواهد در ورود به آستان امام(ع) موفق باشد و وقتی وارد این بیت النور می شود به حقایق حرم راه پیدا بکند، باید اذن دخولی داشته باشد و در این اذن دخول، اقرار به مقامات این حرم و صاحب آن کند و بعد با اجازه از حضرت حق و اولیاء الهی وارد حرم بشود) که وقتی انسان می خواهد وارد وادی قرآن بشود باید برای ورود به ساحت قرآن از خدای قرآن و از آن رسولی که این قرآن بر او نازل شده است و از آن امامی که صاحب و معلم این قرآن است و هم از خود قرآن مجید که کتاب و شفیع الهی است اذن بگیرد. دعاهایی که برای آغاز تلاوت قرآن ذکر شده اند به منزله اذن دخول قران هستند که انسان گویا با این مضامین اجازه می گیرد تا وارد فضای قرآن بشود. ورود به قرآن کلیدی هم دارد که به یک معنا قرآن با او گشوده می شود و آن بسم الله الرحمن الرحیم است. اگر کسی با بسم الله الرحمن الرحیم وارد قرآن بشود درهای قرآن به روی او انشاء الله باز می شود؛ لذا شروع قرآن و سوره های قرآن با بسم الله الرحمن الرحیم است. در روایات آمده است که در زمان ائمه وقتی بسم الله تکرار می شد به معنای این بود که سوره قبلی تمام شده و سوره جدیدی آغاز شده است.