بیان جایگاه لقاء الله در سلوک انسان؛ وادی نور و اخذ شعاع نور ائمه برای سلوک- 7

بیان جایگاه لقاء الله در سلوک انسان؛ وادی نور و اخذ شعاع نور ائمه برای سلوک- 7

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری - رمضان 92

معنای لقاء الله

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم. آیه مورد بحث این بود که: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»(کهف/۱۱۰)، در این آیه نورانی به نکات فراوانی اشاره شده است؛ یک مورد این که انسان می تواند به مقام لقاء رب خودش برسد. حالا لقاء رب به هر معنایی باشد. اگر در روایات ما به لقاء ثواب و رحمت خدای متعال تفسیر شده به این معنا است که؛ در لقاء رحمت هم لقاء و ملاقاتی با پروردگار واقع می شود.

واضح است که خدای متعال جسم نیست و یکی از مسلمات اعتقادات توحیدی دوستان و شیعیان اهل بیت ترک تشبیه هست. ما نباید اعتقاداتمان را به گونه ای بچینیم که خدای متعال به مخلوقات تشبیه شود. اگر گفته شده است؛ خدای متعال «مَعَ‏ كُلِ‏ شَيْ‏ء»(۱)، هست، در متن همه هستی حضور دارد، ما به لقاء پروردگارمان می رسیم، این معیت حضرت حق و لقاء و ملاقات نباید طوری معنا بشود که تشبیه خدای متعال به مخلوقات پیش بیاید. ولی نباید به گونه ای معنا شود که تعطیل بشود. لقاء الله به این معناست که بنده در سیر در وادی توحید و معنویت و معرفت به یک جایی برسد که بین او و پروردگار لقاء و وصالی باشد.«فَاسْلُكْ بِنَا سُبُلَ‏ الْوُصُولِ‏ إِلَيْك‏»(۲)، خدایا ما را در راه هایی که ما را به وصال تو می رساند سیر بده. نباید این معانی تعطیل بشود چون اگر تعطیل شد، دیگر غایت قصوایی برای عبادت و معرفت و بندگی نیست. باید لقاء را طوری توضیح بدهیم که نه تشبیه بشود و نه تعطیل و در انسان شور، احساس، محبت و اشتیاقی به خدای خودش ایجاد کند و انسان بتواند جزء محبین بشود. گاهی به گونه ای این معانی تعریف می شوند که اصلا انس و اشتیاقی با خدای متعال در آن پیدا نمی شود. از آن طرف هم گاهی طوری معنا می شوند که تشبیه می شود.

همیشه کار گدایان به شاه می افتد

همیشه کار گدایان به شاه می افتد

همین که از لب ما آه آه می افتد
طبیب زودتر از ما به راه می افتد
دو روز رفتم و با پای خویش برگشتم
همیشه کار گدایان به شاه می افتد
کریم بودن و بخشیدنت به جای خودش
بگو کی از سرِ ما این گناه می افتد
به ما نگاه بینداز که چشم سلطان هم
گهی به روی غلام سیاه می افتد
هر آن کسی که بدون علی تو را صدات کند
اگر ز چاله در آید به چاه می افتد
در این بساط که دریا به قطره محتاج است
نیاز کوهِ گناهی به کاه می افتد
فدای شاه غریبی که لحظهٔ آخر
به نیزه تکیه زد و بی سپاه می افتد
فدای شاه غریبی که راس پر خونش
به پای دخترکی بی پناه می افتد

دانلود فایل صوتی با صدای حاج میثم مطیعی