دل بسته ام مرا زسر خویش وا مکن

دل بسته ام مرا زسر خویش وا مکن

دل بسته ام مرا زسر خویش وا مکن
از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن
هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر
گویم گرفته ای زعنایت رها مکن
در من اگر سعادت ترک خطا نبود
در تو کرامت است تو ترک عطا مکن
خواهی اگر زلطف بمن اعتنا کنی
دیگر به کثرت گنهم اعتنا مکن
نزد کریم فرق ندارند خوب و بد
یکجا قبول کن همگان را سوا مکن

شاعر: استاد غلامرضا سازگار

فایل صوتی

تقوی و حفظ داشته ها؛ توکل به خدا راه برون رفت از مشکلات و بن بست ها

تقوی و حفظ داشته ها؛ توکل به خدا راه برون رفت از مشکلات و بن بست ها

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری - رمضان 92

راه نجات از همه بن بست ها

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم.

قرآن می فرماید: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً»(طلاق/2)، همه آیات نورانی قرآن فوق العاده هستند و اگر هر یک از آیات قرآن به قلب انسان برسد و انسان از انوار آن آیه بهره مند بشود برای هدایت انسان کافیست؛ ولی از روایات معصومین استفاده می شود که بعضی از آیات قرآن ویژگی خاصی دارند. در مورد این آیه رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «آیه ای در قرآن است که اگر همه مردم به این آیه متمسک شوند برای آنها کافیست»، به وسیله این آیه گره همه مردم باز می شود و همه آن ها به مقصد می رسند. وقتی از حضرت سوال شد که این آیه کدام آیه است؟ حضرت این آیه نورانی را تلاوت کردند «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ»، اگر کسی تقوای الهی را پیشه کند و متقی باشد نتیجه اش این است که خدای متعال برای او راه خروج قرار می دهد و او را از آن زاویه ای که محاسبه نمی کرد تأمین می کند و رزق را به او می رساند، بعد به دنبال این مطلب خدای متعال می فرماید: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»، اگر کسی اهل توکل به خدای متعال باشد خدای متعال برای او کافیست، «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً»، و او را به مقصد خود می رساند و برای امور حدود و تقدیراتی را معین کرده است. از صدر این آیه نورانی استفاده می شود که اگر شرایطی برای انسان پیش آمد که آن شرایط شرایط به حسب ظاهر محدودیت و بن بست است، تنها راه خروج از این بن بست تقوای الهیست، گویا یک بن بست هایی پیش روی انسان است که فقط با تدبیر و تقدیر خود خدای متعال رقم می خورد و تنها راه برای نجات از این بن بست ها چه بن بست هایی که در مسیر فرد قرار می گیرد چه بن بست هایی که در مسیر یک جامعه واقع می شود، تقوای الهیست. اگر فرد یا جامعه ای بتواند در شرایط سخت و در شرایط دشوار به تکلیف الهی عمل کند نتیجه اش این است که راه خروج و نجات از این بن بست ها پیش رویش گشوده می شود.

خدای متعال برای انسان و جامعه یک بن بست هایی قرار می دهد و اساس تکلیف هم در همین ها است؛ چون انسان هرچه به حسب ظاهر محاسبه می کند می بیند راهی برای عمل به وظیفه و تکلیف وجود ندارد زیرا به بن بست برخورد می کند؛ حال در این شرایط اگر انسان ترسید و تسلیم شرایط شد و پا روی تکلیف الهی خودش گذاشت همیشه در محدودیت باقی می ماند، اما اگر نترسید و طرف خدای متعال را گرفت خدای متعال راه عبور از این تنگنا را برای او باز می کند. مانند اینکه جامعه ای را خدای متعال در شرایط سخت قرار می دهد و دشمن آن ها تهدید می کند؛ به حسب ظاهر همه اسباب در اختیار دشمن است و براساس قرائن ظاهری چاره ای جز تسلیم شدن و پذیرفتن دشمن نیست، اما خدای متعال این اجازه را به جامعه نمی دهد، حال اگر این جامعه ترسیدند و جانب خدا و تکلیف را رها کردند و جانب اسباب را گرفتند همیشه در بن بست اسباب و شرایط می و همیشه باید با این شرایط زندگی کنند، ولی اگر نترسیدند و جانب خدای متعال را گرفتند خدای متعال شرایط را به نفع آنها تغییر می دهد و آنها را از اسارت شرایط بیرون می آورد، در این هنگام خداوند آن تعلقات و نیازمندی هایی که موجب می شد انسان بار تکلیف را زمین بگذارد تأمین می کند، از جایی هم تأمین می کند که انسان محاسبه آن را نمی کرد.

مناجات خائفین‏

مناجات خائفین‏

بسم الله الرّحمن الرّحیم

بنام خداى بخشاینده مهربان ‏

اِلهى‏ اَتَراکَ بَعْدَ الْأیمانِ بِکَ تُعَذِّبُنى‏، اَمْ بَعْدَ حُبّى‏ اِیَّاکَ تُبَعِّدُنى‏، اَمْ‏

خدایا آیا چنان مى‏بینى که پس از ایمان آوردنم به تو مرا عذاب کنى یا پس از دوستیم به تو مرا از خود دور

مَعَ رَجآئى‏ لِرَحْمَتِکَ وَصَفْحِکَ تَحْرِمُنى‏، اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى‏ بِعَفْوِکَ‏

کنى یا با امیدى که به رحمت و چشم‏پوشیت دارم محرومم سازى یا با پناه آوردنم به عفو و گذشتت‏

تُسْلِمُنى‏، حاشا لِوَجْهِکَ الْکَریمِ اَنْ تُخَیِّبَنى‏، لَیْتَ شِعْرى‏ اَلِلشَّقآءِ

مرا بدست دوزخ سپارى؟ هرگز! از ذات بزرگوار تو دور است که محرومم کنى، اى کاش مى‏دانستم که آیا مادرم مرا

وَلَدَتْنى‏ اُمّى‏ اَمْ لِلْعَنآءِ رَبَّتْنى‏، فَلَیْتَها لَمْ تَلِدْنى‏ وَلَمْ تُرَبِّنى‏، وَلَیْتَنى‏

براى بدبختى زائیده یا براى رنج و مشقت مرا پروریده؟ کاش مرا نزائیده و بزرگ نکرده بود