هیئت اینترنتی نبأ

فرازهایی از زیارت ائمه بقیع (علیهم السلام)

بسم الله الرحمن الرحیم

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَئِمَّةَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَادَةَ الْمُتَّقِينَ

وَ كُبَرَاءَ الصِّدِّيقِينَ وَ أُمَرَاءَ الصَّالِحِينَ وَ قَادَةَ الْمُحْسِنِينَ

وَ أَعْلَامَ الْمُهْتَدِينَ وَ أَنْوَارَ الْعَارِفِينَ وَ وَرَثَةَ الْأَنْبِيَاءِ وَ صَفْوَةَ الْأَوْصِيَاءِ

وَ شُمُوسَ الْأَتْقِيَاءِ وَ بُدُورَ الْخُلَفَاءِ وَ عِبَادَ الرَّحْمَنِ وَ شُرَكَاءَ الْقُرْآن‏.


منبع: بحارالأنوار ،ج 99 ،ص 163.

دریافت صوت

ادامه مطلب


بقیع! آه از مصیبت خوانی تو

الا ای خاک پاکت تربت عشق
آیینه دار غربت عشق
ضریح تو نسیم، گنبدت آسمان
شمع و چراغ تو، ماه و ستارگان
آه و واویلتا

بقیع! آه از مصیبت خوانی تو
از غصه ی ویرانی تو
ای صحن خلوتت، بیت الاحزان ما
نفرین بر آن که خواست، ویرانی تو را
آه و واویلتا

آه ! از داغ بر جان مانده تو
از قبر پنهان مانده تو
از آه مرتضی، از بغض زینبین
از ماتم حسن، از گریه حسین
آه و واویلتا

شاعر: محمد مهدی سیار

دریافت فایل صوتی

ادامه مطلب


ویژگی های همراهی با اولیاء خدا بر اساس زیارت نامه حضرت ابالفضل(ع)

متن زیر سخنرانی جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در شب هشتم ایام محرم 92 است که در حسینیه مرحوم آیت الله مرعشی نجفی به تاریخ 21 آبان ماه 92 برگزار شده است. در این جلسه بحث ایشان با مروری بر زیارت نامه حضرت ابا الفضل العباس یار و سردار با وفای سیدالشهداء به ویژگی های اصحاب سیدالشهداء پرداخته و آن را توضیح می دهند. در این بحث از مقام تسلیم و تصدیق و وفاء و نصیحت بطور مستوفی بحث شده و در همین فضا ویژگی های همراهی با ولی خدا و وادی ولایت تصویر شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و اله الطاهرین. اللّهمّ ، كن لوليّك الحجة بن الحسن صلواتک علی و علی آبائه، في هذه السّاعة و في كلّ ساعة، وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا، حتّى تسكنه أرضك طوعا، و تمتّعه فيها طويلا و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ما ننال به سعة من رحمتک و فوزا عندک. اصحاب سیدالشهداء روح های بلندی که از همه دنیا بزرگ تر شدند و خودشان را به وجود مقدس سیدالشهداء ملحق کردند؛ و به تعبیر مکرر در زیارات «حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ» بودند؛ یعنی حلول به آستان امام پیدا کردند. وادی ولایت، یک وادی عظیمی است که هرچه انسان در مقامات آن سیر کند، اول راه است. آن ها کسانی هستند که به این وادی حلول کردند و به فناء حضرت و آستان حضرت راه پیدا کردند امیرالمؤمنین (ع) در خطبه شقشقیه شان می فرمایند: «يَنْحَدِرُ عَنِّى السَّيلُ وَ لا يَرْقى اِلَىَّ الطَّيْرُ»(1) همه حقایق و معارف مثل سیلاب از کوهسار وجود من جاری است و هیچ پرنده تیزپروازی هم قله من را نمی تواند فتح بکند.

اصحاب اشخاصی استثنایی بودند که به همراه اهل بیت(ع) حلول به آستان ولی خدا کردند. خصوصیاتی در این ها بود که برای ما هم درس آموز است یکی از این خصائص بیشتر خواهی از دنیا و شوق به مرگ بود. شب عاشورا زینب کبری رو به برادر فرمود: آیا کسانی که ماندند را آزموده اید؟ و نکند این ها شما را فردا تسلیم به دشمن کنند و تنها بگذارند؟ حضرت در جواب جمله ای را در باب اصحابشان فرمودند که واقعاً فوق العاده است. امام معصوم بدین صورت کسی را توصیف کند خیلی عظیم است. فرمودند: بله من آنها را امتحان نموده ام و آن ها شجاع و دلاورند و ترس از دشمن در قلوبشان راه ندارد و همچنین «يَسْتَأْنِسُونَ بِالْمَنِيَّةِ دُونی اِسْتيناسَ الطِّفْلِ إِلی مَحالِبِ أُمِّه» یعنی با مرگ در پیش روی خود رفیق اند و مأنوس اند؛ مانند أنس طفل به سینه مادر، در دنیا از این لطیف تر انسی پیدا می شود که حضرت آن را بیان کند؟!

أنس و رفاقت با عالم مرگ، وسیله همراهی با ولی خدا

مثل این تعبیر را امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه بعد از جریان سقیفه درباره خودشان فرمودند. یک عده ای از منافقین مانند ابوسفیان به حضرت عرض کردند: آقا شما به میدان بیایید و ما دنبال شما حرکت می کنیم. حضرت فرمودند: دیگر فرصت این کار گذشته است. این کار مانند عمل شخصی است که در زمین دیگری می کارد. زحمت را او می کشد و محصول را صاحب زمین می برد؛ و فرمودند: که اگر من دست به قبضه شمشیر ببرم یا حرفی بزنم می گویند دنبال حکومت است! اگر سکوت کنم، می گویند از مرگ می ترسد. حق را زیر پا گذاشتند و حقیقت و دین الهی را پایمال کرده اند! آنگاه علی (ع) سکوت کرده و از مرگ می ترسد! حضرت فرمودند «هَيْهاتَ بَعْدَ اللَّتَيّا وَ الَّتى» یعنی بعد از این امتحان هایی که من پس دادم دیگر این حرف ها برای امیرالمؤمنین سزاوار نیست و فرمودند: «وَاللهِ لاَبْنُ اَبى طالِب آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ اُمِّهِ»(2) آن در زمان که سن کمی داشتم، در جنگ بدر و اُحد شما جملگی فرار می کردید «إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ في‏ أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَم»(آل عمران/153) پیامبر از پشت سر، شما را صدا می زد که دستتان را بگیرد و جهنمی نشوید لکن غصه روی غصه هایتان سوار می شد که چرا جان خودش در خطر است ما را رها نمی کند؟ در آن وقت بود که من مثل پروانه دور پیغمبر می گشتم و جبرئیل ذوالفقار را آورد و فرمود: «لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَيفَ اِلاّ ذُوالفَقار»(3)

ادامه مطلب

این چای روضه ها که مرا زیر و رو کند
عطرش ز دور کار هزاران سبو کند
زاهد بیا که این می بی غش دو ساله است
دردش تو را بسازد و حالت نکو کند