هیئت اینترنتی نبأ

می‌سوخت حریم دل مولا، چه حریمی!

می‌سوخت حریم دل مولا، چه حریمی!

دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی
افتاده نخ چادر او دست نسیمی
تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم
با دست خودش داده اناری به یتیمی
حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را
بخشیده به همسایه، چه قرآن کریمی
در خانه‌ی زهرا همه معراج نشینند
آن جا که به جز چادر او نیست گلیمی
ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم
می سوخت حریم دل مولا، چه حریمی!
آتش مزن آتش، در و دیوار دلش را
جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی
حالا نکند پنجره را وا بگذاریم
پرپر شود آن لاله ی زخمی به نسیمی

شاعر: سید حمید رضا برقعی

دانلود فایل صوتی

ادامه مطلب


جلسه درس اخلاق (1397/10/13)

آیت الله جوادی آملی

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيما بقيةالله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

بحث‌هاي نهج البلاغه در طي اين چند سال به کلمات نوراني آن حضرت رسيد؛ يعني خطبه‌هاي آن حضرت و نامه‌هاي آن حضرت تا حدودي شرح شد. به کلمه پنجاه و چهارمين رسيديم. مستحضريد که نهج البلاغه‌اي که سيد رضي(رضوان الله عليه) تنظيم کرده است، آن نهج البلاغه‌اي که بايد در حوزه‌ها تدريس بشود نيست. فرصت کوتاهي که نصيب سيد بزرگوار شد، برخي از خطبه‌ها را به صورت سه چهار جمله يا سه چهار سطر ذکر کرده، نه سابق آن را ذکر کرده، نه لاحق آن را ذکر کرده است. اين نهج البلاغه سيد رضي نمي‌تواند کتاب درسي باشد. اگر خطبه است، نه «بسم الله» دارد نه تصليه دارد نه تسليم دارد. يک خطبه‌اي که پنج صفحه است پنج سطر از آن را کسي نقل مي‌کند، نه سابق آن معلوم است نه لاحق آن معلوم است. براي ما حوزويان هيچ چاره‌اي نيست مگر اينکه نهج البلاغه را کنار قرآن کريم مثل رسائل و مکاسب درس بخوانيم، چون حوزه وقتي انقلابي مي‌ماند که با نهج البلاغه زندگي کند. وقتي با نهج البلاغه مي‌شود زندگي کرد که با سباق و سياق آشنا باشيم.

ادامه مطلب

این چای روضه ها که مرا زیر و رو کند
عطرش ز دور کار هزاران سبو کند
زاهد بیا که این می بی غش دو ساله است
دردش تو را بسازد و حالت نکو کند