هیئت اینترنتی نبأ

صلوات بر امام حسن مجتبی (ع)

اَللّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْمُجْتَبى وَ الْاِمامِ الْمُرْتَجى، سِبْطِ الْمُصْطَفى وَ ابْنِ الْمُرْتَضى، عَلَمِ الْهُدى، اَلعالِمِ الرَّفيعِ، ذِى الْحَسَبِ الْمَنيعِ، وَ الْفَضْلِ الْجَميعِ، وَ الشَّرَفِ الرَّفيعِ، اَلشَّفيعِ بْنِ الشَّفيعِ، اَلْمَقْتُولِ بِالسَّمِّ النَّقيعِ، اَلْمَدْفُونِ بِاَرْضِ الْبَقيعِ، اَلعالِمِ بِـالْفَرائِضِ وَ السُّنَنِ، صاحِبِ الْجُودِ وَ الْمِنَنِ، كاشِفِ الضُّرِّ وَ الْبَلْوى وَ الْمِحَنِ، ما ظَهَرَ مِنْهاوَ ما بَطَنَ، اَلَّذى عَجَزَ عَنْ عَدِّ مَدائِحِه لِسانُ اللَّسِنِ، اَلْاِمامِ بِـالْحَقِّ الْمُؤْتَمَنِ، اَبى مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِ.

دانلود فایل صوتی

ادامه مطلب


کنار سفره دار اهل بیتیم (امام حسن مجتبی علیه السلام)

دارم به خاطر حرمت گریه می کنم
از شوق سفره ی کرمت گریه می کنم
در روضه های محترمت گریه می کنم
وقتی برای درد و غمت گریه می کنم
حتی علی و فاطمه خوشحال میشوند
در خانواده ات همه خوشحال میشوند
دنیا ندید وسعت بالاتر از تو را
سائل ندید جز خودت آقاتر از تو را
دستی ندید دستِ بفرماتر از تو را
یثرب ندید حضرت تنهاتر از تو را
تنها میانِ خانه و تنها میان شهر
زخم زبان همسر و زخم زبان شهر
پای غریبی تو به پا برنخواستند
یا دشمنت شدند و یا برنخواستند
مشتی حرامزاده ز جا برنخواستند
وارد شدی به پای شما برنخواستند
اهلِ مدینه ناز شما را کشیده اند
یک عده جانماز شما را کشیده اند
تنها ، غریب ، بی کس و آرام میروی
از کوچه هایِ طعنه و دشنام میروی
در کوچه میروی ، غمِ مادر نشسته است
قنفذ در این مسیر مکرر نشسته است
در پیش تو مغیره به منبر نشسته است
در خانه پای قتل تو همسر نشسته است
...

ادامه مطلب


استقامت در سختی ها در کهف حصین اهل بیت و رهایی از جلوه های دنیایی- بخش اول

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری سال ۹۵

داستان اصحاب کهف در امت نبی اکرم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. یکی از داستان های عبرت آموزی که خدای متعال در قرآن نقل فرموده، داستان اصحاب کهف است. در قرآن، به نام اصحاب کهف سوره ای بر اساس همین بیانی که قرآن مجید از سرنوشت آنها دارد نام گذاری شده است. اصحاب کهف زمان حاکمیتی زندگی می کردند که مردم را دعوت به بت پرستی و سجده در مقابل بت ها و پذیرش این فرهنگ می کرد و آنهایی که در مقابل فرهنگ بت پرستی مقاومت می کردند، مورد مواخذه و بازخواست قرار گرفته و بر آنها سخت گیری می شده است. اصحاب کهف جمعی بودند که تعدادشان هم زیاد نبود ولی کارساز شدند. آنچه که از روایات و آیات استفاده می شود این است که این افراد سه گام برداشتند. یک گام، دوره تقیه آنها است که در روایات ما آمده مثل جناب ابوطالب (سلام الله علیه) بودند که در دفاع از نبی اکرم اقدام می کردند ولی اظهار ایمان نمی کردند و تقیه می کردند، آنها هم دوران تقیه ای داشتند که اظهار مخالفت نمی کردند و کار را پیش می بردند. معنای تقیه یعنی کار را پنهانی پیش بردن بدون اینکه کار قبل از موقع ظهور، اظهار بشود. در روایات هست که هر کاری قبل از اَوان خودش ظاهر بشود، ابتر می ماند. تقیه یعنی قبل از اینکه دوران ظهورِ یک امر برسد، انسان او را اظهار نکند. آنها یک برنامه ای داشتند، مومن بودند و با برنامه بت پرستی مقابله می کردند ولی این را کتمان می کردند تا دورانش برسد.

دوران دومی که قرآن برایشان بیان می کند، دوران اعتزال و جدا شدن از آن جامعه و مرحله سوم، مرحله پناه بردن به کهف هست «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما یعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ» (کهف/۱۶) به حسب ظاهر به یک کهفی در دل کوه پناه بردند. حال باید دید که باطنش چه بوده است. در ظاهر به آنجا پناه بردند برای اینکه مجبور نشوند در آن جامعه بمانند و تسلیم به فرهنگ جامعه و فرهنگ بت پرستی بشوند. خدا می فرماید: ما هم آنها را امداد کردیم.

ادامه مطلب

این چای روضه ها که مرا زیر و رو کند
عطرش ز دور کار هزاران سبو کند
زاهد بیا که این می بی غش دو ساله است
دردش تو را بسازد و حالت نکو کند