هیئت اینترنتی نبأ

 علت پيدايش هستي

علت پيدايش هستي

ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد
پی احیای جمادات، نباتی بفرستد

تا خرد تر کند ازعشق، سر خامه خود را
خواست برصفحه اعجاز دواتی بفرستد

خواست تا فاش شود علت پیدایش هستی
تا به حیرانی ما صبر وثباتی بفرستد

تا ببینیم درآئینه او حسن خدارا
خواست در قالب احمد حسناتی بفرستد

تا مبارک شود ایام برای همه عالم
خواست با نام محمد برکاتی بفرستد

ادامه مطلب


جلسه درس اخلاق (1397/11/04)

جلسه درس اخلاق (1397/11/04)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيما بقية الله في العالمين بِهم نَتولّيٰ و مِن أعدائِهم نَتبرّءُ اِلي الله».

بحث‌هاي روز پنج‌شنبه در طي اين سال‌ها درباره کتاب قيم نهج البلاغه بود که به اواخر اين کتاب رسيديم. امروز از آن جهت که عده‌اي از علما، فضلا، اساتيد جهت تبليغ ايام فاطميه اعزام مي‌شوند و بزرگواراني که به عنوان پيروان سبک زندگي قرآن کريم و کتاب آسماني پروردگار عظيم حضور دارند و قرآن و عترت هماهنگ‌اند، آنچه در قرآن کريم آمده عترت واجد است و آنچه عترت دارد در قرآن کريم هست؛ قبل از ورود در آن بخشی از نهج البلاغه، يک بيان نوراني اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) درباره صديقه کبري(سلام الله عليها) است که آن را شايسته است ملّت بزرگ ما به وسيله شما علما و مبلّغان بدانند و آن جمله اين است که وجود مبارک اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) در هنگام دفن صديقه کبري خطاب کرد به قبر مطهّر پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التّحية و الثّناء) اين جمله را عرض کرد، اين در خطبه 202 نهج البلاغه است؛ «أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَي أَنْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ بِهَا مُقِيمٌ»؛ به حضرت عرض کرد تا عمر من به پايان برسد، داري که شما هستيد به آنجا ملحق بشويم، اين خصيصه‌اي است بين حضرت امير و وجود مبارک حضرت رسول(عليهما السلام). وجود مبارک پيغمبر يک وقت فرمود: سخاوت يک شجره طوبايي است که اصل آن در بهشت در خانه من است و شاخه‌هاي او به خانه‌هاي مؤمنين مي‌رسد. در جلسه ديگر فرمود: سخاوت يک شجره طيبه‌اي است که اصل آن در خانه علي بن ابيطالب است شاخه‌هاي پربرکتش به خانه‌هاي مؤمنين مي‌رسد. به حضرت عرض کردند اين دو حديث هماهنگ نيست؛ چون شما در يک جلسه فرموديد اصل اين درخت در خانه من است، در جلسه ديگر فرموديد اصلش در خانه علي است! فرمود: «دَارِي وَ دَارَ عَلِيٍّ وَاحِدَةٌ»؛[1] چرا؟ شما وقتي به آيه مباهله مراجعه مي‌کنيد مي‌بينيد وجود مبارک حضرت امير به منزله جان پيغمبر تلقّي شده است: ﴿وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ﴾؛[2] اين ﴿وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ﴾ نشان مي‌دهد که اينها يک حقيقت‌اند. در جريان «حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ»[3] براي افراد توجيهات فراواني بود که «حُسَيْنٌ مِنِّي» چون نوه من است؛ «أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ» چون دين من به وسيله کربلاي حسين زنده شد. بعد مي‌بينيم که اين تعبير درباره امام مجتبي(سلام الله عليه) هم هست: «حَسَنٌ‏ مِنِّي‏ وَ أَنَا مِنْه‏»،[4] بعد مي‌بينيم که بيش از همه و پيش از همه اين بيان درباره خود حضرت امير است: «عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ وَ أَنَا مِنْ عَلِي‏»؛[5] چرا؟ مبيّن همه اينها آيه مبارکه «مباهله» است که ﴿وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ﴾. ما يک حقيقت هستيم، منتها در اين نشئه کثرت در دو جا ظهور کرديم. شما يک حقيقت هستيد در زيارت آمده که نور واحدي بوديد، حقيقت واحد بوديد،[6] اين چنين است؛ لذا فرمود: «دَارِي وَ دَارَ عَلِيٍّ وَاحِدَةٌ».

ادامه مطلب


صلوات بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم

صلوات بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بَارِكْ عَلَى النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الْعَرَبِيِّ الْهَاشِمِيِّ الْقُرَشِيِّ الْمَكِّيِّ الْمَدَنِيِّ الْأَبْطَحِيِّ التِّهَامِيِّ السَّيِّدِ الْبَهِيِّ السِّرَاجِ الْمُضِي‏ءِ الْكَوْكَبِ الدُّرِّيِّ صَاحِبِ الْوَقَارِ وَ السَّكِينَةِ الْمَدْفُونِ بِالْمَدِينَةِ الْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ وَ الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ الْمُصْطَفَى الْأَمْجَدِ الْمَحْمُودِ الْأَحْمَدِ حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ شَفِيعِ الْمُذْنِبِينَ وَ رَحْمَةٍ لِلْعَالَمِينَ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ 

دانلود فایل صوتی

ادامه مطلب


به مناسبت سالروز شهادت باب الحوائج حضرت امام موسي كاظم (ع)

به مناسبت سالروز شهادت باب الحوائج حضرت امام موسي كاظم (ع)

گذرم فتاده به جاده ای
که رسد به چشمه ی باده ای

من تشنه کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده ای!

شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده ای

چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره ای، ز پیاده ای

چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده ای

به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده ای

پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده ای

به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده ای

دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته ای و چه داده ای!

افشین علا

ادامه مطلب

این چای روضه ها که مرا زیر و رو کند
عطرش ز دور کار هزاران سبو کند
زاهد بیا که این می بی غش دو ساله است
دردش تو را بسازد و حالت نکو کند