خاک کیمیا

بیشتر
1 سال 2 روز پیش #854 توسط محمد امیر کسمائی
محمد امیر کسمائی شروع کننده موضوع خاک کیمیا
إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا (نبأ:40)
ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم روزى كه آدمى آنچه را با دست‏خويش پيش فرستاده است بنگرد و كافر گويد كاش من خاك بودم.
.
گفته‌های بسیاری راجع به آیه‌ی شریفه‌ی فوق شنیده شده‌است. پاسخ های این که چرا عذاب، قریب است؟ چگونه انسان عملش را می‌بیند؟ آیا خودِ کار را می‌بیند یا منظور، نتیجه‌ی آن است؟ یا دیگر پرسش‌هایی از این قبیل. در انتهای آیه اما کلمه‌ای بیشتر توجه را جلب می‌کند؛ تراب...! چرا کافر آرزو کرده‌است خاک باشد؟ جماداتِ بی‌ارزش‌تری هم وجود دارند که کسی از فرط خجالت آرزو کند تبدیل به آن‌ها شود! اما چرا تراب؟ شاید خاک، نماد موجودی باشد که در عین کم‌ارزشی، تک‌دانه‌ای را هم که در دلش می‌نهیم چند برابر کرده، پس می‌دهد. شاید...اما...
.
در غزوه العشیره، پیامبر(ص)، عمار و علی بن ابی‌طالب(ع) را دید که روی خاک‌های نرمی خوابیده و لباسشان خاکی شده‌است. نزدیک شد و پس از نگاهی سرشار از محبت به روی علی، او را تکان داد و صدایش زد: قم یا أباتراب...؛ برخیز ای... (مسند أحمد 4 : 263؛ المستدرک على الصحیحین 3 : 140؛ ...)

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.